تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
اظهار عجز نموده و در دورهء خلافتش هفتاد مرتبه ( چنانچه اكابر علماء خودتان با ذكر مواضع و وقايع نقل نموده‌اند ) گفته است لو لا علىّ لهلك عمر هرگز راضى نبوده و نيست كه چنين نسبتى را به او بدهند واقعا اين نوع از تمجيدها تعريف بما لا يرضى صاحبه مىباشد . ( مراجعه شود به صفحات 408 تا 410 همين كتاب ) . بر خلاف گفتهء اين معلم بىعلم متعصّب افراطى امام احمد بن حنبل ( امام الحنابله ) در مسند و امام الحرم احمد مكى شافعى در ذخاير العقبى بنا بر آنچه شيخ سليمان بلخى در باب 56 ينابيع الموده و محب الدين طبرى در ص 195 جلد دوم رياض النضرة از قول معاويه نقل نموده‌اند كه ميگفت انّ عمر بن الخطاب اذا اشكل عليه شىء اخذ من علىّ عليه السّلام « 1 » حتى ابو الحجاج بلوى در ص 222 جلد اول كتاب خود ( الف باء ) نقل مينمايد كه وقتى خبر شهادت على عليه السّلام بمعاويه رسيد گفت لقد ذهب الفقه و العلم بموت ابن أبي طالب يعنى فقه و علم به مردن على عليه السّلام از ميان رفت . و نيز از سعيد بن مسيب نقل مينمايد كه ميگفت كان عمر رضى اللّه عنه يتعوّذ من معضلة ليس لها ابو الحسن « 2 » . و ابو عبد اللّه محمّد بن على الحكيم الترمذى در شرح رساله ( فتح المبين ) گويد كانت الصحابة رضى اللّه عنهم يرجعون اليه فى احكام الكتاب و يأخذون عنه الفتاوى كما قال عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه فى عدة مواطن لو لا علىّ لهلك عمر و قال صلّى اللّه عليه و سلّم اعلم امّتى علىّ بن أبي طالب « 3 » . آنچه از سير در كتب اخبار و تواريخ بدست مىآيد معلوم ميگردد كه خليفه عمر بقدرى در مراتب علمى و مسائل فقهى ساده بوده كه غالبا در احكام و مسائل ما به الاحتياج عمومى چنان اشتباه واضحى ميكرده كه هر يك از صحابهء حاضر بودند او را متنبه و
هامش
( 1 ) هر زمانى كه امرى بر عمر بن الخطاب مشكل ميشد مراجعه مينمود بعلى عليه السّلام و از او اخذ ميكرد و حل مشكل مينمود . ( 2 ) پيوسته عمر پناه ميبرد به خدا از امر پيچيده‌اى كه على عليه السّلام در او نباشد . ( 3 ) صحابه پيغمبر در احكام قرآن مراجعه بعلى عليه السّلام مينمودند و فتاوى از او ميگرفتند كما آنكه عمر در مواطن متعدده گفت اگر على نبود عمر هلاك شده بود و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود داناترين امت من على بن أبي طالب مىباشد .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 858 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )