آنجا كه فرمود فو الذي لا إله الا هوانى لعلى جادة الحق و انهم لعلى مزلة الباطل « 1 »
بازهم ميفرمائيد على عليه السّلام مخالفين خود را حق و برحق دانسته و از آنها دلتنگ نبوده بلكه به عمل آنها راضى بوده ! ! .
جناب شيخ عزيز حق و حقيقت به اين قبيل حرفها پوشيده و از ميان نخواهد رفت چنانچه عميقانه توجه كنيد به آيه 32 سوره 9 ( توبه ) كه ميفرمايد
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
« 2 » تصديق خواهيد نمود .
چراغى را كه ايزد بر فروزد * گر ابله پف كند ريشش ( بلكه ريشهاش ) بسوزد
شيخ - چون خيلى از وقت شب گذشته شما هم خسته شديد و معلوم است از روى خستگى صحبت ميفرمائيد مقتضى است مجلس ختم شود بقيه مطالب و جواب جنابعالى بماند فردا شب باميد خدا .
جلسهء دهم ليله يكشنبه سيم شعبان المعظم 45
( اول شب آقايان محترم با جمعيت زيادترى تشريف آوردند بمناسبت شب عيد سعيد ) ( ميلاد سعادت بنياد حضرت ابا عبد اللّه الحسين ارواحنا فداه و عليه الصلاة و السّلام شربت و ) ( شيرينى مفصلى صرف شد خواستيم وارد مذاكره شويم آقاى نواب عبد القيوم خان ) ( تشريف آوردند بعد از تعارفات مرسومه و صرف شربت و شيرينى و چاى بيانى نمودند )
نواب - قبله صاحب خيلى عذر ميخواهم از جسارتى كه مينمايم چون موضوعى پيش آمده كه بسيار لازم است مورد سؤال و بحث قرار گيرد چنانچه اجازه فرمائيد قبل از رسميّت مجلس و مذاكره با آقايان مطلب خود را بعرض رسانم .
هامش
( 1 ) قسم به آن خدائى كه غير از او خدائى نيست بدرستى كه من در جاده و شاهراه حقم و مخالفين من بر مزله باطل هستند يعنى در مكانى كه سقوط از حق و منحرف از صواب ميباشند .
( 2 ) ميخواهند اعادى كه خاموش كنند نور خدا را بدهنهاى خود ( يعنى بتهمتها و بدها و ايجاد شبهات ) ولى ابا دارد خدا مگر آنكه تمام كند نور خود را اگر چه كراهت داشته باشند كافران .