تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
و تبرئه نمودن آنها را از كفر و تثبيت مقام خلافت و اينكه اهل بهشت‌اند بنمايند بلكه بناحق آنان را امير المؤمنين بگويند و حال آنكه دلائل و عمليات كفرآميز آنها در كتب معتبره خودتان كاملا ثبت است حتى اكابر علماء منصف اهل تسنن كتابهاى مستقل بر ردّ آنها نوشته‌اند ) « 1 » . و لكن سعى بليغى بنمايند بر كفر جناب أبي طالب و اصرار داشته باشند كه آن يگانه راد مرد مؤمن موحّد را كافر معرفى نمايند ؟ ! . بديهى است اين عقيده و اظهار به اين نوع هذليات نيست مگر از روى بغض و كينه بامير المؤمنين على عليه السّلام كه باصرار تمام و كلمات ناهنجار تير جفائى بر جراحات قلب آن امام مظلوم محبوب خدا و پيغمبر زده باشند ! ! . و بدلائل ثابته كفر و نفاق معاويه و يزيد عليهما اللّعنة و العذاب هزارها محمل مىبندند و آنها را مجتهد خوانند و عمليات كفر آنها را از آثار اجتهادشان دانند و دلائل سخيفى بر تبرئه آنها اقامه نمايند ! ! ! . ولى دلائل واضحه و اقرارهاى صريحهء جناب أبي طالب را بر ايمان به خدا و پيغمبر رد نموده و كفر او را ثابت مينمايند ؟ ! ! . من نميدانم خوارج و نواصب و امويها و بقاياى محبّين آنها تا كى و تا چند بايد بر برادران سنى ما حكومت نمايند و آنها را كوركورانه روى عادت و تعصّب بدنبال عقايد خود ببرند و نگذارند برادران سنى چشم انصاف باز كنند و حق و حقيقت را آشكارا ببينند ! ! .

ايضا دلائل بر ايمان أبي طالب

آيا اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بفرمودهء آن حضرت عديل القرآنند و اجماع آنها براى مسلمين حجة است و اكابر علماء خودتان اتفاق بر علم و زهد و ورع و تقواى آنها دارند نگفته‌اند جناب ابو طالب اهل ايمان بود ؟ و مؤمن از دنيا رفته است ؟ .
هامش
( 1 ) مانند ابو الفرج ابن جوزى و اخيرا عالم جليل القدر منصف سيد محمد بن عقيل علوى متوفى 1350 قمرى كتابى تأليف نموده بنام الصائح الكافيه لمن يتولى معاويه و تا به حال دو چاپ گرديده چاپ اخير در سال 1367 قمرى در مطبعة النجاح بغداد بزيور طبع رسيده .