تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
الْأَرْضِ حَيْرانَ لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى
« 1 » . ( 7 ) در آيه 39 سورهء 12 ( يوسف ) از قول يوسف پيغمبر خطاب به دو مصاحب كافر زندانى فرمايد
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
« 2 » . پس از اين آيات شريفه‌اى كه من باب نمونه بعض از آنها را ذكر نموديم معلوم مىشود كه مجرد نام صحبه و صاحب و مصاحب و أصحاب از حيث لغت اختصاص بمسلم و مؤمن ندارد بلكه اطلاق بر مسلم و كافر و مؤمن و منافق و خوب و بد مىشود . چه آنكه عرض كردم معاشر آدمى را در لغت مصاحب و اصحاب ميخوانند بديهى است اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يعنى كسانى كه با آن حضرت معاشر بودند چنانچه آيات شريفه بر آن گواه است . البته در ميان اصحاب و معاشرين آن حضرت خوب و بد ( يعنى مؤمن و منافق ) بسيار بودند و آياتى كه در مدح اصحاب نازل گرديده اطلاق بعموم ندارد بلكه مربوط بخوبان اصحاب است ما هم تصديق داريم كه كبار صحابهء آن حضرت را هيچ يك از انبياء عظام نداشتند مانند اصحاب بدر و احد و حنين و غيره كه امتحان خود را داده و در يارى و اطاعت أوامر آن حضرت بدون هوى و هوس ثابت قدم ماندند و آنى از آن حضرت منحرف و منصرف نگرديدند . ولى در ميان اصحاب مردمان بددل أهل مكر و خدعه و نفاق و دشمنان آن حضرت و اهل بيت طاهرينش هم زياد بودند مانند عبد اللّه بن ابى و ابى سفيان و حكم بن عاص
هامش
( 1 ) بگو اى پيغمبر كه ما چرا خدا را رها كرده و چيزى مانند بتان ( كه بىاثر محض است ) و هيچ قادر بر نفع و ضرر نباشد بخوانيم و باز بخوى جاهليت بعد از آنكه خدا ما را هدايت نمود برگرديم تا مانند كسى كه فريب و اغواى شيطان او را در زمين سرگردان ساخته شويم آن شيطان را اصحاب و يارا نيست كه شخص را بسوى خود هدايت مىكند بگو هدايت خدا بحقيقت هدايت است . ( 2 ) اى دو رفيق زندان من از شما ميپرسم آيا خدايان بىحقيقت متفرق مانند بتان و فراعنه و غيره بهترند يا خداى يكتاى قاهر .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 786 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )