تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
و مردم جمع‌اند پرسيد چه خبر است گفتند مردم جمع شده‌اند براى نماز تطوع به جماعت گفت بدعة و نعمت البدعة اين عمل بدعت است ولى نيكو بدعتى است ! ! . بخارى در صحيح از عبد الرحمن بن عبد القارى نقل مينمايد كه خليفه چون ديد مردم نماز را متفرق ميخوانند گفت به جماعت نماز را بخوانند بهتر است و امر كرد ابىّ بن كعب با آنها نماز را به جماعت گذارد شب بعد كه به مسجد آمد ديد مردم امر او را اجراء نموده و به جماعت ميخوانند گفت : نعمت البدعة هذه يعنى خوب بدعتى است اين بدعت ! ! . از آن زمان اين عمل معمول بود تا زمان خلافت مولانا امير المؤمنين عليه السّلام حضرت اين عمل را منع نمود كه چون در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم معمول نبوده ، بلكه ممنوع بوده نبايستى عمل شود . تا زمانى كه بكوفه تشريف آوردند اهل كوفه از آن حضرت در خواست نمودند كه امامى براى ايشان معين فرمايد كه نافله شبهاى رمضان را به جماعت بخوانند حضرت آنها را منع از آن عمل به جماعت نمود با وجودى كه حضرت منع نمود چون عادت كرده بودند متنبه نشدند همين‌كه حضرت تشريف برد جمع شدند يك نفر را از خودشان بامامت بر قرار نمودند كه نماز را به جماعت بخوانند فورى خبر به حضرت رسيد فرزند بزرگ خود حضرت امام حسن را طلبيد فرمود تازيانه بردار و اين جمعيت را منع نما از آنكه نماز نافله را به جماعت بخوانند چون مردم حال را بدان منوال ديدند ناله و فريادشان بلند شد كه اى واى على آمده ما را از نماز منع مينمايد ؟ ! . با آنكه خود ميدانستند زمان رسول خدا چنين نمازى معمول نبوده و در زمان عمر معمول شده ، زير فرمان و دستورات مولانا على عليه السّلام نرفتند با اينكه مطابق دستور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ؟ ! . پس چگونه آن حضرت ميتوانست فدك را باولادهاى فاطمه بدهد اگر اين عمل را ميكرد و ميفرمود ظلما غصب شده بايد بوارث مظلومه بر گردد فورى فريادها بلند ميشد كه على بن أبي طالب مايل به دنيا است حق مسلمانان را بنفع اولادهاى خود ضبط نموده لذا ناچار صبر را كما فى السابق پيشه نمود چون صاحب حق هم از دنيا رفته بود