چنانچه در قضيه منبر و نماز تراويح معلوم شد - چون قبل از آن حضرت خلفاء قبلى منبر را از محلّى كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گذارده بود برداشتند و جاى او را عوض كردند وقتى آن حضرت بمقام خلافت ظاهرى مستقر شد خواست منبر را بجاى اوّلى كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله گذارده بود برگرداند فرياد مردم برخاست و زير بار نرفتند كه بر خلاف سيرهء شيخين عمل شود ، و لو مطابق عمل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ؟ ! .
و همچنين مردم را از نماز تراويح به جماعت منع نمود باز فريادها بلند شد كه على مىخواهد بر خلاف حكم خليفه عمر رفتار نمايد .
نواب - قبله صاحب نماز تراويح چه بوده كه على كرّم اللّه وجهه مردم را از جماعت آن منع نمود .
در نماز تراويح
داعى - تراويح در لغت جمع ترويحه در أصل اسم براى جلسه مىباشد ، بعدها ناميده شده بجلسه و نشستن بعد از چهار ركعت نماز در شبهاى ماه مبارك رمضان براى استراحت مردم و بعدها نام چهار ركعت نماز مستحبى ، در ليالى رمضان المبارك شد ( يا نام بيست ركعت نماز مستحبى در تمام شبها ) .
بديهى است در ديانت مقدسه اسلاميّه فقط نمازهاى فريضه و واجب را به جماعت مىتوانند بخوانند ولى نمازهاى مستحبّى ممنوع است زيرا خود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود انّ الصلاة بالليل فى شهر رمضان من النافلة فى جماعة بدعة و صلاة الضحى معصية الا فلا تجتمعوا شهر رمضان فى النافلة و لا تصلّوا صلاة الضحى فانّ قليلا من السنة خير من كثير من بدعة الا و انّ كلّ بدعة ضلالة و كل ضلالة سبيلها الى النار « 1 » .
شبى عمر در دوره خلافت سال 14 هجرى وارد مسجد شد ديد چراغها روشن
هامش
( 1 ) ( اى گروه مسلمانان ) نماز نافله شبهاى ماه رمضان به جماعت بدعت است و نماز ضحى بدعت و معصيت مىباشد مردم نماز نافله شبهاى ماه رمضان را به جماعت نخوانيد و نيز نماز ضحى نخوانيد پس بدرستى كه عمل كمى كه مطابق با سنت پيغمبر باشد بهتر است از عمل بسيارى كه بدعت باشد بدانيد هر بدعتى ضلالت است و هر ضلالتى راهى است بسوى آتش جهنم .