تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
حافظ - اگر فدك نحلهء فاطمه رضى اللّه عنها بود پس چرا ادعاى ارث نمود و از نحله حرفى نزد . داعى - در مرتبهء اول بىبى فاطمه سلام اللّه عليها دعواى نحله نمود چون بر خلاف دستور شارع مقدّس اسلام از متصرف شاهد خواستند وقتى هم شهود آورد شهود او را بر خلاف شرع انور رد نمودند ناچار از راه ارث وارد شد تا احقاق حق نمايد . حافظ - گمان ميكنم اشتباه ميفرمائيد چون در جائى ديده نشده كه فاطمه رضى اللّه عنها از نحله حرفى زده باشد . داعى - اشتباه نكرده بلكه يقين دارم نه در كتب شيعه فقط ؟ بلكه در كتب اكابر علماء خودتان هم ثبت است چنانچه در ص 39 سيرة الحلبيّه تأليف على بن برهان الدين حلبى شافعى متوفى 1044 نوشته شده است اول فاطمه ( ع ) بعنوان تمليك و متصرفه و اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فدك را به او بخشيده با ابى بكر مناظره كرد چون شهود شرع‌پسند نداشت ؟ ! ناچار از راه ادعاى ارث وارد شد پس ادعاى ارث مؤخر از نحله بوده است و نيز امام فخر الدين رازى در تفسير كبير ضمن ادعاى فاطمه ( ع ) و ياقوت حموى در معجم البلدان و ابن ابى الحديد معتزلى در ص 80 جلد چهارم شرح نهج البلاغه از ابو بكر جوهرى و ابن حجر متعصّب در آخر ص 21 صواعق محرقه ضمن كلام در شبههء هفتم از شبهات رفضه ؟ نقل مينمايد كه اول ادعاى فاطمه سلام اللّه عليها نحله بود چون شهودش مردود شد متأثر گرديد فرمود ديگر با شما سخن نخواهم گفت ؟ « 1 » . و همين قسم هم شد ديگر با آنها ملاقات نكرد و هم كلام با آنها نشد تا زمان وفاتش رسيد وصيت كرد احدى از آنها بر او نماز نگذارند عمويش عباس بر او نماز گذارد و شبانه دفنش نمودند ( ولى بروايات شيعه و بيانات ائمّهء از عترت طاهره على عليه السّلام بر بىبى نماز گذارد ) .
هامش
( 1 ) حتى ابن تيميه و ابن قيم و غير آنها از اكابر علماء . جماعت اقرار نموده‌اند كه بىبى فاطمه سلام اللّه عليها ادعا نمود كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فدك را به من بخشيده است .