تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
شيخ - روى قاعده و دستور قرآن كه مىفرمايد كتب عليكم اذا حضر احدكم الموت ان ترك خيرا الوصيّة للوالدين و الاقربين بالمعروف حقّا على المتّقين « 1 » . لازم بود در وقت وفات وصيت بنمايد و وصى خود را معين كند پس چرا در آن موقع كه آثار موت را مشاهده نمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم وصيت ننمود هم چنان كه ابى بكر و عمر رضى اللّه عنهما وصيت نمودند . داعى - اولا مراد از اذا حضر احدكم الموت معاينه موت و مرگ نيست يعنى لحظات آخر زندگى نمىباشد زيرا در آن حالت كمتر كسى است كه به هوش باشد و بتواند بوظايف خود با شعور كامل عمل نمايد پس مراد اسباب و آثار و علامات مرگ است از پيرى و ضعف بدن و مرض و غيره . ثانيا اين بيان شما تأثر درونيم را تازه نموده و مصيبت بزرگى را بيادم آورد كه هرگز فراموش شدنى نيست . و آن مصيبت بزرگ اينست كه جدّ امجد بزرگوارم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با آن همه تأكيدات بليغه كه در تعقيب آيات قرآن مجيد براى وصيت نمود تا آنجا كه فرمود من مات به غير وصيّة مات ميتة جاهليّة « 2 » . تا فردى از امت او بىوصيت نميرد مبادا بعد از مردن در بازماندگان آنها توليد نزاع گردد . نوبت كه به خود آن بزرگوار رسيد با آنكه در مدت بيست و سه سال پيوسته وصيتهاى خود را تحت نظامنامه مرتب به يگانه وصى با عظمتى كه خداوند متعال براى آن بزرگوار معين نموده گوشزد و مورد عنايت قرار داده بود . در مرض موت هم خواست آنچه در آن مدت گفته تكميل نمايد تا با آن وسيله
هامش
( 1 ) دستور داده شد كه چون يكى از شما را مرگ فرا رسد اگر داراى متاع دنيويست وصيت كند براى پدر و مادر و خويشان به چيزى شايسته عدل اين كار سزاوار مقام پرهيزكارانست آيه 176 سوره 2 ( بقره ) . ( 2 ) كسى كه بدون وصيت بميرد مرده است به مردن اهل جاهليت .