تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
در سينهء او بود تا روح از بدن شريفش مفارقت نمود . و از همهء اين أخبار مهمتر بيان خود أمير المؤمنين عليه السّلام است كه در نهج البلاغه آمده و ابن أبى الحديد در ص 561 جلد دوم شرح نهج البلاغه آورده كه ضمن بيانات خود صريحا فرموده و لقد قبض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و انّ رأسه لعلى صدرى و لقد سالت نفسه فى كفّى فامررتها على وجهى « 1 » . و نيز در ص 590 همان جلد ضمن دفن صدّيقهء كبرى سلام اللّه عليها است كه فرمود در خطاب برسول اللّه فلقد وسّدتك فى ملحودة قبرك و فاضت بين نحرى و صدرى نفسك « 2 » . اينها تمام دلائل متقنه است كه خبر عايشه مردود و غير قابل قبول است چه آنكه سابقهء عداوت و دشمنى عايشه با مولانا أمير المؤمنين عليه السّلام بسيار قوى است كه شايد ان شاء اللّه در ليالى آتيه وقت مناسبى بدستم بيايد بعرضتان برسانم .

تحقيق در امر وصايت

و از همين احاديث هم كاملا جواب دوم آقاى نواب مفهوم مىشود كه فرمودند با بود خليفه چه احتياجى بوجود وصى مىباشد . زيرا اگر انسان عاقل از عادت خارج شود و قدرى با انصاف در خود احاديث دقت كند مخصوصا آن احاديثى را كه ميفرمايد همان خدائى كه اوصياء انبياء عظام را معين نموده على را بوصايت من مقرر داشته ميفهمد مراد وصيت خصوصى عادى خانوادگى نيست كه هر فردى از بشر براى بعد از خود معين مينمايد . بلكه مراد همان وصايت به معناى خلافت است كه متصرف در جميع شئون اجتماعى و انفرادى امت بايد باشد كه همان وصايت تالىتلو مقام نبوت است .
هامش
( 1 ) هرآينه بتحقيق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قبض روح شد در حالتى كه سر مباركش روى سينه من قرار داشت و روح آن حضرت در دست من خارج شد و من دستهايم را بر صورتم كشيدم ولى ابن أبى الحديد در ص 562 جلد دوم ذيل بيان آن حضرت گويد در حالتى كه سر آن حضرت روى سينه‌ام بود چند قطره خون از آن حضرت جارى شد و على عليه السّلام به صورت خود ماليد . ( 2 ) هرآينه بتحقيق تو را در خوابگاه قبر تكيه دادم و روح تو ما بين گلو و سينهء من خارج شد و ابن أبى الحديد همين معنى را تصديق دارد كه روح آن حضرت در سينهء على عليه السّلام خارج شد .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 652 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )