ما است زيرا تا شب عاشورا هزار و سيصد سواره و پياده آمادهء جنگ در خدمت آن حضرت بودند .
ولى در آن شب بعد از نماز مغرب و عشاء حضرت بر روى كرسى قرار گرفت خطبهء مفصّلى اداء نمود ضمن خطبه صريحا كلماتى فرمود كه آن لشكر و مردم جاه طلب را خوف گرفته كه تمام ارباب مقاتل نوشتند حضرت فرمود كسانى كه به خيال رياست و حكومت دنيوى آمدهاند بدانند كه فردا هر كس در اين زمين باشد كشته خواهد شد و اين مردم جز من احدى را نميخواهند من بيعتم را از گردن شما برداشتم تا شب است برخيزيد و برويد هنوز فرمايشات آقا تمام نشده بود كه تمام آن جمعيت رفتند براى آن حضرت باقى نماند مگر چهل و دو نفر هيجده نفر بنى هاشم بيست و چهار نفر اصحاب - بعد از نصف شب سى نفر از شجاعان لشكر دشمن به قصد شبيخون آمدند وقتى صداى تلاوت قرآن آن حضرت را شنيدند مجذوبوار باردوى توحيدى حسينى ملحق شدند كه مجموعا بنابر اشهر هفتاد و دو نفر قربانيهاى حق گرديدند كه اكثر آنها زهّاد و عبّاد و قاريان قرآن بودند .
اينها تمام دلائل و قرائن واضحى است كه مىرساند آن حضرت به قصد انقلاب و حبّ جاه و رياست و رسيدن بمقام خلافت حركت نفرموده بلكه صرفا هدفش ترويج دين و مقصدش حمايت و دفاع از حريم اسلام بوده .
آن هم بطريقى كه جان بدهد و با جان بازى نمودن پرچم لا إله الّا اللّه را بلند و پرچم كفر و فساد را سرنگون نمايد .
زيرا نصرت و يارى دين گاهى بكشتن است و زمانى بكشته شدن فلذا آن حضرت دامن همّت بر كمر زد و مردانه قيام كرد - با نيروى مظلوميت و دادن قربانيهاى بسيار مخصوصا أطفال صغار ريشهء ظلم و فساد بنى اميّه را كند بقسمى كه خدمات بزرگ آن حضرت در اعلاء كلمهء طيّبه لا إله الّا اللّه و آبيارى شجرهء مقدسهء اصلها ثابت در نظر دوست و دشمن مورد تصديق و تقدير است حتى بيگانگان از دين روى برهان و دليل اقرار به اين معنى دارند .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 546
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٥٤٦