كه الى الحال در شام و پايتخت ظالمانه آن قوم فاسد قبرى از بنى اميه وجود ندارد - ولى قبرستان بنى هاشم مورد توجه شاميان - و قبور بسيارى از عترت و اهل بيت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مزار هر عارف و عامى از شيعه و سنى مىباشد .
خلاصه تمام ارباب مقاتل و تواريخ نوشتهاند كه آن حضرت از مدينه تا به مكه و كربلا پيوسته كناية و صراحة خبر شهادت خود را ميداد و بمردم ميفهماند كه براى كشته شدن ميرود .
از جمله خطبهء مفصّلى است كه روز ترويه در مكه معظمه مقابل جامعه مسلمين خواند و ضمن خطبه خبر شهادت خود را علنى داد كه بعد از حمد پروردگار متعال و درود بر خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود خطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جيد الفتاة و ما اولهنى الى اسلافى اشتياق يعقوب الى يوسف و خيّر لى مصرع انا لاقيه كانّى باوصالى يتقطّعها عسلان الفلوات بين النّواويس و كربلا « 1 » .
با اين قبيل جملات بمردم ميفهماند كه من بكوفه و مقرّ خلافت نخواهم رسيد بلكه بين نواويس و كربلا كشته خواهم شد بدست گرگهاى خونآشام مراد از گرگها اشارهايست كه بقتلهء خود از بنى اميه و غيره مينمايد كه مانند گرگهاى خونخوار ما را قطعهقطعه نموده بقتل ميرسانند .
بالاخره اين قبيل اخبار و گفتار مىرساند كه امام حسين به قصد شهادت حركت
هامش
( 1 ) مرگ بر فرزندان آدم چنان بسته است كه قلاده به گردن دختر جوان و چه قدر آرزومندم بصحبت گذشتگان خود چنان كه يعقوب مشتاق يوسف بود و براى من برگزيده و پسنديده گشت زمينى كه پيكر من در آن افكنده شود بايد بدان زمين برسم و گوئى مىبينم بند بند مرا گرگان بيابانها از يكديگر جدا ميكنند ميان نواويس و كربلا .
( مرحوم ثقة الاسلام محدث جليل القدر حاج شيخ عباس قمى طاب ثراه در نفس المهموم گويد شيخ ما محدث نورى رحمه اللّه در كتاب نفس الرحمن گفته است ( نواويس ) گورستان نصارى است چنانچه در حواشى كفعمى نوشتهاند و شنيدهايم كه اين گورستان در آنجا واقع بوده است كه اكنون مزار حر بن يزيد رياحى است در شمال غربى شهر كربلا و اما كربلاء معروف نزد مردم آن نواحى پاره زمينى است در كنار نهرى كه از جنوب با روى شهر روان است و بر مزار معروف به ابن حمزه ميگذرد پارهء از آن باغ و قسمتى كشت زار و شهر كربلا ميان اين دو مىباشد .