تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
فرمودند نه به قصد رياست و خلافت در تمام راه بطرق مختلفه خبر مرگ خود را ميداد و در هر منزل اصحاب و احفاد خود را جمع ميكرد و پيوسته ميفرمود از پستى و بىقدرى دنيا همين قدر بس كه سر يحيى را بريدند براى زن زنا كارى بهديه بردند عن‌قريب سر من مظلوم را هم از بدن جدا و براى يزيد شراب خوار مىبرند . آقايان فكر كنيد موقعى كه در ده فرسخى كوفه حرّ بن يزيد رياحى با هزار سوار سر راه حضرت را گرفت و عرض كرد امر عبيد اللّه است شما را نگاهدارم و نگذارم بكوفه برويد و با شما باشم تا امر امير برسد - چرا حضرت تسليم شد و فرود آمد و خود را در اختيار حرّ گذارد . قطعا اگر حضرت خيال امارت و خلافت در سر داشت تسليم لشكر حر نميشد در حالتى كه با حر بيش از هزار نفر نبودند و با آن حضرت هزار و سيصد سوار و پياده بودند كه در ميان آنها جوانانى از بنى هاشم بودند مانند جناب عباس قمر بنى هاشم و على اكبر كه هر يك خود يك تنه براى پراكندگى هزار نفر كافى بودند و تا كوفه هم ده فرسنگ بيشتر نبود على القاعده ميبايستى آنها را پراكنده و خود را بمركز حكومت ( كوفه ) ميرساندند مردم هم كه منتظر بودند تشكيلات و تجهيزات خود را محكم و مشغول مبارزه مىشدند تا آنكه غالب آيند نه آنكه در مقابل گفتار حرّ تسليم گرديده و فورى فرود آيند و خود را ميان بيابان در حصار دشمن قرار دهند كه بعد از چهار روز كمك بدشمنان برسد و كار را بر پسر پيغمبر سخت نمايند . آقايان اگر بقرائن مطلب خوب دقت كنيد جواب خود را به خوبى بدست مىآوريد و ميدانيد كه آن حضرت به قصد ديگرى طى مسافات نمود زيرا اگر خيال رياست داشت در موقعى كه محاصرهء دشمن در منتها درجه شدت رسيده و فرسنگها اطراف او را قواى قويّه دشمن گرفته وسائلى فراهم نميكرد كه جمعيت قليل و نفرات آمادهء خود را متفرق نمايد . خطبه و خطابهء آن حضرت در شب عاشورا بزرگتر دليل بر اثبات مدعاى
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 545 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )