نميدهم تا على با لشكرش از تشنگى جان بدهند .
وقتى حضرت اين جواب را شنيد مالك اشتر را امر فرمود با يك عدّه سوار بيك حمله لشكر معاويه را پراكنده و فرات را تصرف نمودند .
اصحاب عرض كردند يا امير المؤمنين اجازه بفرمائيد ما تلافى نموده آب را از آنها منع نمائيم تا از تشنگى هلاك شوند و يا جنگ زودتر خاتمه پيدا كند حضرت فرمودند لا و الله لا اكافيهم به مثل فعلهم افسحوا لهم عن بعض الشريعة « 1 »
آنچه را كه باقتضاى وقت مجلس يادآور شديم مختصرى از مفصل حالات آن حضرت در ابراز رأفت و عطوفت و مهربانى نسبت بدشمنان بود كه علماى بزرگ شما تمام اين مطالب را مشروحا و مفصلا ثبت نمودهاند مانند طبرى در تاريخ و ابن ابى الحديد در شرح نهج و سليمان بلخى حنفى در باب 51 ينابيع و مسعودى در مروج الذهب و ديگران از مورخين متعرّضاند .
تا آقايان محترم روشن فكر با انصاف دو صفحهء حالات آن دو خليفه ( عثمان و على عليه السّلام ) را مورد مطالعه قرار دهند و با فكر سليم ببينند كه كدام يك از آن دو خليفه مشمول آيهء شريفه - و رحماء بينهم - ميباشند .
پس اگر دقيقانه و منصفانه بنگريد تصديق خواهيد فرمود كه معناى آيهء شريفه چنين مىشود محمّد رسول اللّه مبتداء و الذين معه معطوف بر مبتداء و خبر آن و آنچه بعد از آنست خبر بعد از خبر و تمام صفات يك نفر است يعنى تمام اين صفات كه با پيغمبر بودن شديد الحال بر كفار در ميدانهاى جنگ و در مباحثه علميه و مناظرات دينيه و رحيم دل و عطوف و مهربان بودن بر دوست و دشمن از آن كسى است كه آنى از پيغمبر جدا نبوده بلكه خيال جدائى هم نمىنمود ( و آن را هم قبلا ثابت نموديم ) كه فقط على بن أبي طالب عليه السّلام بوده است چنانچه عرض نموديم علّامه فقيه
هامش
( 1 ) نه به خدا قسم با آنها معامله به مثل نميكنم از اطراف شريعه دور شويد ( آن طرف را به آنها بدهيد و شما را اين طرف آب كفايت است ) .