تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
زمانى بالاى منبر ضمن بيانات و خطابات گريه نمود از سبب گريه‌اش سؤال نمودند فرمود شنيده‌ام عساكر معاويه بر قريه‌اى از قراء فائق آمده خلخال از پاى يكدختر يهودى كه در جزيه و پناه اسلام است در آوردند . رحم‌دلى آن حضرت با دوست و دشمن بالسواء بود با آن همه بدرفتارىهائى كه عثمان با آن حضرت نموده بود ( كه ابى بكر و عمر گذشته از روزهاى اول خلافت ابى بكر ظاهرا ابدا ننمودند ) مع ذلك همين كه عثمان از بالاى بام براى آن حضرت پيغام داد در موقعى كه محصور واقع شده بود كه بعلى بگوئيد نان و آب را به روى ما بسته‌اند فورى حضرت نان و آب تهيه ديد و توسط دو فرزندش حسن و حسين عليهما السّلام براى او فرستاد چنانچه ابن ابى الحديد در شرح نهج و ديگران مفصّل نوشته‌اند . رأفت و مهربانى آن حضرت بدوست و دشمن مورد انكار احدى نبوده آن قدر بزنان بيچاره و يتيمان درمانده مساعدت نمود كه معروف شد به ابو الارامل و الايتام و المساكين زنى را با مشگ آب در دوره خلافت ظاهرى در كوچه ديد وامانده و خسته شده مشگ را از او گرفت بدون آنكه خود را معرفى نمايد بدوش كشيده به منزل او رسانيده آرد و خرما براى او برده و بچه‌هاى يتيم او را نوازش نموده در تنور نان براى آنها پخت و خيال آنها را راحت نمود . خليفه عثمان هم بجود و سخا و بخشش شهرت پيدا نمود اما به بستگانش از قبيل ابى سفيان و حكم بن ابى العاص و مروان بن حكم و غيره از بيت المال مسلمين بدون هيچ مجوز شرعى زياده از حد ميپرداخت ؟ !

ادب نمودن عقيل را هنگامى كه تقاضاى كمك بيشترى نمود

ولى امير المؤمنين عليه السّلام به بستگان نزديك خود جز به قدر اقل احتياج نميداد زمانى جناب عقيل برادر بزرگ آن حضرت شرفياب خدمت آن حضرت گرديد و تقاضاى كمك بيشترى از حقوق معموله نمود حضرت اعتنا ننمود زياده از حد اصرار نمود كه چون شما امروز خليفه و زمامدار امور هستيد بايستى بما بيشتر رسيدگى كنيد