تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
و كمك زيادترى نمائيد حضرت براى آنكه برادر را متنبّه سازد قطعه آهنى را آهسته به آتش گرم ساخت و به بدن عقيل نزديك نمود فضجّ ضجيج ذى دنف من المها و كاد ان يحترق من ميسمها « 1 » . حضرت فرمود : ثكلتك الثواكل يا عقيل أ تئنّ من حديدة احماها انسانها للعبه و تجرنى الى نار سجرها جبارها لغضبه أ تئنّ من الاذى و لا أئن من لظى « 2 » . بر آقايان با انصاف است كه در مطابقت حال اين دو خليفه و طرز عمل آنها كشف حقيقت نموده پيرو حق و حقيقت گردند . رأفت و عطوفت آن حضرت اختصاص بدوستان نداشته بلكه در ابراز ملاطفت و مهربانى دوست و دشمن نزد آن حضرت يكسان بودند .

عطوفت آن حضرت با مروان و عبد الله بن زبير و عايشه

هرگاه بر دشمنان غالب مىآمد بقسمى مهربانى ميكرد كه همه را حيران مينمود . يكى از اعادى و دشمنان سرسخت آن حضرت كه شدت بغض و عداوت او نسبت به آن بزرگوار ضرب المثل عموم شده بود ملعون بن ملعون مروان بن حكم شقى بود ولى روز جمل وقتى بر او غالب آمد فصفح عنه او را بخشيد و روى از او گردانيد . از جمله دشمنان بزرگ آن حضرت عبد اللّه بن زبير بود كه يشتمه على رءوس الاشهاد و خطب يوم البصرة فقال قد اتاكم الوغب اللئيم علىّ بن أبي طالب « 3 » . مع ذلك وقتى حضرت فتح جمل نمود او را اسير كردند نزد حضرت آوردند حتى يك كلمه تند و تغير هم به او نفرمود فصفح عنه روى مبارك برگردانيد و او را بخشيد . بالاتر از همه رفتار آن حضرت با ام المؤمنين عايشه بود كه عقول عقلاء را محو
هامش
( 1 ) ناله كرد مانند ناله كردن بيمار از درد آن ( آهن ) و نزديك بود از اثر آن بسوزد . ( 2 ) مادران در سوك تو بگريند آيا از آهن پاره‌اى كه آدمى آن را براى بازى خود سرخ كرده ناله ميكنى و مرا بسوى آتشى كه خداوند قهار آن را براى خشم افروخته ميكشانى آيا تو از اين رنج اندك مينالى ولى من از آتش دوزخ ننالم . ( 3 ) علنى و بر ملا آن حضرت را دشنام ميداد و در بصره روزى براى مردم خطبه خواند و گفت بدرستى كه رو بشما آمد بىخرد دون فرومايه بخيل ناكس على بن أبي طالب ؟ ! ؟ ؟