تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
پيغمبر سبّ او را سبّ بر خود قرار داده شما را به خدا انصاف دهيد چنين كسى كه از قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به وضع و جعل احاديث مشغول بوده مردود خدا و رسول نميباشد . شيخ - بىلطفى ميفرمائيد كه موثق‌ترين اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم را بىدين و وضّاع و جعّال ميخوانيد .

مردود بودن ابو هريره و تازيانه زدن عمر او را

داعى - داعى تنها نسبت به ابو هريره بىلطفى ننمودم بلكه اول كسى كه اين نوع بىلطفى را نسبت به او عنايت نموده خليفهء ثانى عمر بن الخطّاب بود كه ارباب تاريخ مانند ابن اثير در حوادث سال 23 و ابن ابى الحديد در ص 104 جلد سوم شرح نهج البلاغه چاپ مصر و ديگران نقل نموده‌اند كه چون خليفه عمر در سال 21 ابو هريره را والى بحرين نمود به او خبر دادند مال بسيارى جمع نموده و اسبهاى زيادى خريده و لذا در سال 23 او را معزول نموده همين‌كه خدمت خليفه رسيد خليفه گفت يا عدوّ اللّه و عدوّ كتابه اسرقت مال اللّه - يعنى اى دشمن خدا و دشمن كتاب خدا آيا دزدى نمودى مال خدا را گفت هرگز دزدى نكردم بلكه عطايائى مردم به من دادند . و نيز ابن سعد در ص 90 جلد چهارم طبقات و ابن حجر عسقلانى در اصابه و ابن عبد ربّه در جلد اول عقد الفريد مىنويسد خليفه گفت اى دشمن خدا وقتى تو را والى بحرين نمودم كفش و نعلينى بپانداشتى اينك شنيده‌ام اسبهائى به هزار و ششصد دينار خريدارى نمودى از كجا آوردى گفت عطاياى مردم است كه نتايج آن بسيار گرديده خليفه متغير گرديد از جا برخاست آن قدر تازيانه بر پشت او زد تا خون‌آلود شد آنگاه امر كرد ده هزار دينار كه در بحرين ذخيره نموده بود از او گرفته و تحويل بيت المال دادند . نه تنها در زمان خلافت او را زد بلكه مسلم در ص 34 جلد اول صحيح مىنويسد كه در زمان رسول خدا عمر بن الخطّاب ابو هريره را آن قدر زد تا به پشت بر زمين خورد ابن ابى الحديد در اوايل ص 360 جلد اول شرح نهج البلاغه گويد قال ابو جعفر ( الاسكافى ) و ابو هريرة مدخول عند شيوخنا غير مرضىّ
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 350 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )