تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
الرواية ضربه عمر بالدّرة و قال قد اكثرت من الرواية احرى بك ان تكون كاذبا على رسول الله صلّى الله عليه و آله « 1 » . ابن عساكر در تاريخ كبير و متقى در ص 239 كنز العمّال نقل مينمايند خليفه عمر او را با تازيانه زد و زجرش نمود و منع از نقل حديث از رسول اللّه نمود و گفت چون روايت زياد نقل مينمائى از پيغمبر و تو سزاوارترى از اينكه دروغ بگوئى از طرف آن حضرت ( يعنى مثل تو ناجنسى بايد از قول آن حضرت دروغ بگويد ) لذا بايد ترك كنى نقل حديث را از قول آن حضرت و الّا تو را ميفرستم به زمين دوس ( كه قبيله‌اى است در يمن كه ابو هريره از آنجا بوده ) و يا به زمين بوزينگان يعنى كوهستانى كه بوزينگان در آنجا زياد هستند . و نيز ابن ابى الحديد در ص 360 جلد اول شرح نهج البلاغه چاپ مصر از استاد خود امام ابو جعفر اسكافى نقل نموده كه حضرت مولى الموحدين امير المؤمنين سلام اللّه عليه فرمود الا انّ اكذب الناس او قال اكذب الاحياء على رسول اللّه ( ص ) ابو هريرة الدوسى « 2 » . ابن قتيبه در تأويل مختلف الحديث و حاكم در جلد سيم مستدرك و ذهبى در تلخيص المستدرك و مسلم در دويم صحيح در فضائل ابو هريره همگى نقل مينمايند كه مكرر عايشه او را رد نموده و ميگفت ابو هريره كذاب است و از قول رسول خدا بسيار جعل حديث مينمايد . بالاخره ابو هريره را ما تنها مردود نخوانده‌ايم بلكه در نزد خليفه عمر و مولانا امير المؤمنين و ام المؤمنين عايشه و صحابه و تابعين مردود بوده است . چنانچه شيوخ معتزله و علماء آنها و حنفها عموما أحاديث أبو هريره را مردود
هامش
( 1 ) ابو جعفر اسكافى ( شيخ معتزله ) گفته است ابو هريره در نزد شيوخ ما مدخول است ( يعنى از حيث عقل ) و روايت او مورد رضا و قبول ما نميباشد و عمر او را تازيانه زد و گفت زياده روى در روايت نموده‌اى و تو سزاوار ترى از آنكه دروغ نسبت بدهى برسول خدا صلّى اللّه عليه و آله . ( 2 ) بدانيد كه دروغگوترين مردم يا فرمود دروغگوترين زندگان برسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو هريره دوسى مىباشد ( دوس قبيله‌ايست در يمن ) .