كه معاوية بن ابى سفيان جمعى از صحابه و تابعين را مأمور نمود كه اخبار قبيحه در طعن و بيزارى جستن از على عليه السّلام جعل نمايند و ميان مردم انتشار دهند فلذا آنها پيوسته مشغول اين امر بودند و انتشار قبايح ميدادند از جملهء آن اشخاص ( كه جعل احاديث قبيحه در طعن و مذمت على عليه السّلام مىنمودند ) ابو هريره و عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبه بودند .
شرح مفصّل قضايا را ميدهد تا در ص 359 از اعمش روايت نموده كه وقتى أبو هريره با معاويه وارد مسجد كوفه شد كثرت استقبال كنندگان را ديد بر دو پاى خود برخاست در حالتى كه دو دستى بر سر ميزد ( براى جلب توجه مردم ) آنگاه گفت اى مردم عراق آيا گمان مىبريد من دروغ بر خدا و پيغمبر بگويم و آتش جهنم را بر خودم بخرم بشنويد از من آنچه را كه من از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه فرمود انّ لكلّ نبىّ حرما و المدينة حرمى فمن احدث فيها حدثا فعليه لعنة اللّه و الملائكة و الناس اجمعين - قال و اشهد باللّه انّ عليّا احدث فيها حدثا « 1 » .
وقتى اين خبر بمعاويه رسيد ( كه ابو هريره همچو خدمتى به او نموده آن هم در كوفه مركز خلافت على عليه السّلام فرستاد او را آوردند اكرامش نمود جائزهاش داد و او را والى مدينه گردانيد . انتهى .
آيا اين اعمال دليل بر مردوديت او نمىباشد و سزاوار است چنين آدمى را كه براى خوشآيند معاويه با يكى از خلفاى راشدين بلكه اكمل و افضل و اشرف آنها آن قسم رفتار نموده چون كه روزى از صحابه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده نيك و ممدوح بدانيد .
شيخ - چه دليلى بر ملعونيت او در دست شيعيان است كه او را مردود و ملعون بخوانند .
هامش
( 1 ) براى هر پيغمبرى حرمى است و حرم من مدينه است هر كس احداث حادثهاى در مدينه بنمايد بر او باد لعنت خدا و ملائكه و تمام مردم - آنگاه ابو هريره گفت خدا را گواه ميگريم كه على در مدينه احداث حادثه نمود ! ! ( يعنى مردم را تحريك نمود كه بفرمودهء پيغمبر بايد على را لعن نمود ) .