تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
عمّ اكرم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رفت و گفت اخرج بنا حتى نستسقى الله بك بيرون بيا با ما تا بوسيله تو طلب آب نمائيم از خداوند متعال . جناب عباس فرمود عمر قدرى بنشين تا وسيله فراهم نمايم آنگاه فرستاد بنى هاشم را خبر كردند لباس پاك پوشيده بوى خوش استعمال نموده در آن حال جناب عباس بيرون آمد در حالتى كه على عليه السّلام در جلو او و امام حسن عليه السّلام طرف راست و امام حسين عليه السّلام طرف چپ و بنى هاشم در عقب سرش آنگاه فرمود يا عمر احدى را با ما مخلوط منما پس به همين حال رفتند تا بمصلّى جناب عباس دست بمناجات برداشت عرض كرد پروردگارا تو ما را خلق فرمودى و دانا بودى به آنچه ما عمل به آن مينمائيم آنگاه عرض كرد اللهم كما تفضلت علينا فى اوله فتفضل علينا فى آخره « 1 » جابر ميگويد هنوز دعايش تمام نشده بود كه ابرها حركت و باران بناى باريدن را گذارد هنوز ما بمنزلهامان نرسيده بوديم مگر از باران تر شديم . و نيز از بخارى نقل مينمايد كه در زمان قحطى عمر بن الخطاب بوسيلهء عباس بن عبد المطلب طلب آب از درگاه حق تعالى مينمود و عرض ميكرد اللهم انا نتوسل اليك بعمّ نبينا فاسقنا فيسقون « 2 » 2 - ابن ابى الحديد معتزلى در ص 256 جلد دوم شرح نهج البلاغه ( چاپ مصر ) نقل مينمايد خليفه عمر با جناب عباس عمّ اكرم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باستسقاء رفتند خليفه عمر در محل استسقا عرض كرد اللهم انا نتقرب اليك بعم نبيك و بقية آبائه و كبر رجاله فاحفظ اللهم نبيك فى عمه فقد دلونا به اليك مستشفعين و مستغفرين « 3 » حكايات آقايان سنيها و اتباع خليفه عمر همان مثل معروف كاسهء گرم‌تر از آش است زيرا كه خليفه عمر در وقت دعا و احتياج و اضطرار - عترت و اهل بيت پيغمبر را شفيع
هامش
( 1 ) پروردگارا هم چنان كه تفضل فرمودى بر ما در اول امر پس تفضل نما بر ما در آخر آن . ( 2 ) پروردگارا ما توسل ميجوئيم به تو بعموى پيغمبرت كه بما باران دهى پس باران به آنها عطا شد . ( 3 ) پروردگارا ما توسل ميجوئيم بسوى تو بعم پيغمبرت و باقيمانده از پدرانش و بزرگان از رجال بنى هاشم . پس - حفظ فرما مقام پيغمبرت را در عموى او زيرا كه او ما را دلالت نموده بسوى تو كه طلب شفاعت و استغفار نمائيم از درگاه با عظمت تو .