بنما من ( بىآبرو را ) نزد خداوند متعال - تا در آخر دعا عموم خاندان رسالت را مخاطب ساخته و گويند .
يا ساداتى و موالىّ انى توجهت بكم أئمتى و عدتى ليوم فقرى و حاجتى الى الله و توسلت بكم الى الله و استشفعت بكم الى الله فاشفعوا لى عند الله و استنقذونى من ذنوبى عند الله فانكم وسيلتى الى الله و بحبكم و بقربكم ارجو نجاة من الله فكونوا عند الله رجائى يا سادتى يا اولياء الله .
« ايشان كه دعاها را ميخواندند پيوسته بعضى از رجال محترم و اهل ادب سنّى » « دست بر دست ميزدند و مكرّر ميگفتند لا إله الا الله سبحان الله چگونه امر » « را مشتبه ميكنند »
( گفتم ) از خود آقايان انصاف ميخواهم در كجاى عبارات اين دعاها اثرى از آثار شرك مىباشد .
مگر در همه جا نام مبارك خداى متعال نيست در كدام عبارت از دعا ما آنها را شريك بارى تعالى خواندهايم چرا تهمت بما ميزنيد ! چرا مسلمانان موحّد را غالى و مشرك ميخوانيد ؟ چرا تخم عداوت و دشمنى در دل مسلمانان پخش ميكنيد چرا امر را بر مردمان بىخبر مشتبه مينمائيد تا ببرادران دينى و ايمانى خود با نظر كفر بنگرند .
چه بسيار مردمان عوام بىخبر متعصّب از شماها بيچاره شيعيان را ميكشند به خيال آنكه كافرى را كشته و اهل بهشتند .
مظلمهء اين قبيل امور در گردن شما علماء مىباشد .
چرا تاكنون شنيده نشده كه يك نفر شيعه و لو در بيابان تنها باشد و عامى صرف و بيابانى در قتل يك سنّى اقدام نموده باشد .
چون علماء و مبلّغين شيعه سمپاشى نميكنند تخم عداوت بين شيعه و سنّى نمىپاشند قتل نفس را گناهى بزرگ ميدانند .
هرگاه ما به الاختلاف شيعه و سنّى را علما و منطقا بيان نموده و آنها را
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٢٣٢