آيا احاديث رؤيت پروردگار در روز قيامت با پاى مجروح و ظاهر ساختن ساق پاى خود كه در صحيح نقل نموده و ببعضى از آنها اشاره نموديم از كفريات نميباشد « 1 » .
خبر مضحك و اهانت برسول الله در صحيحين بخارى و مسلم
آيا از شدت احتياط علم و عمل بخارى است كه در ص 120 جلد دوم صحيح خود باب ( اللهو بالحراب ) و همچنين مسلم در جلد اول صحيح در باب الرخصة فى اللعب الذي لا معصية فيه فى ايام العيد از ابو هريره نقل مينمايند كه روز عيدى جمعى از سياحان سودانى در مسجد رسول خدا جمع شده بودند و با اسباب لهو و لعب مردم را سرگرم مىنمودند رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعايشه فرمود ميل دارى تماشا كنى عرض كرد بلى يا رسول اللّه حضرت او را پشت خود سوار نمود بقسمى كه سرش را از روى كتف آن حضرت كشيده و صورت به صورت مباركش گذارد حضرت براى لذت بردن عايشه آنها را ترغيب مىنمود كه خوبتر بازى كنند تا زمانى كه عايشه خسته شد آنگاه او را بر زمين گذارد ؟ !
شما را به خدا انصاف دهيد كه اگر چنين نسبتى بيك نفر از شماها بدهند عصبانى نميشويد و آن را اهانت به خود نميدانيد .
اگر جناب حافظ بگويد كه گويندهء گفته است ديشب پشت منزل آقاى حافظ دستهاى بازيگر مشغول سازندگى و بازيگرى بودند ديدم آقاى حافظ عالم جليل القدر عيالش را بر پشت خود بلند نموده و تماشا مىكند حتى به بازيگرها ميگويد خوب بازى كنيد تا عيال من لذت ببرد شما را به خدا آقاى حافظ از شنيدن اين حرف خجالت نميكشد و متأثر نميگردد - و اگر بندهء مخلص شما چنين حرفى را از گويندهاى و لو ظاهر الصلاح باشد شنيدم آيا سزاوار است نقل كنم و اگر نقل كردم عقلا نمىگويند فلانى جاهلى حرفى را زد شما كه عاقل هستيد چرا نقل نموديد .
آنگاه قضاوت كنيد بمنقولات بخارى كه اگر واقعا دقيق و حلاج اخبار بوده بر فرض چنين خبرى شنيد سزاوار بود در كتاب خود نقل نمايد و آقايان هم آن كتاب را اصحّ الكتب بعد القرآن بخوانيد .
هامش
( 1 ) در ص 195 همين كتاب ذكر گرديده .