ولى حديث ثقلين را كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر ميفرمايد امت خود را كه بعد از من تمسّك به قرآن مجيد و عترت معصومين از اهل بيت من بجوئيد ( چون نام عترت در ميان است ) نقل ننمايد . !
و لكن اخبار مجعولهء موهومهء كه وقت مجلس اجازه نقل تمام آنها را نميدهد در ابواب كتب خود نقل نمايد . !
ولى از يك جهت داعى تصديق مينمايم بيان شما را كه آقاى بخارى در ميان علماء سنّت و جماعت بسيار محتاط بوده به اين معنى كه بهر خبرى برخورده كه راهى به اثبات ولايت على عليه السّلام و حرمت اهل بيت طهارت بعنوان مقام ولايت داشته احتياطا نقل ننموده كه مبادا روزى حربهء دست دانشمندان گردد و حقّ و حقيقت را ظاهر نمايند .
چنانچه مجلدات صحاح را با صحيح بخارى مقابله مينمائيم به اين موضوع روشن برميخوريم كه هر خبرى و لو متواتر و ضرورى و مؤيّد به قرآن و آيات الهيه بوده ايشان نقل ننمودند .
مانند احاديث بسيار در سبب نزول آيات شريفه
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
الخ - و
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
- و -
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
- الخ
و حديث الولاية يوم الغدير و حديث الانذار يوم الدار و حديث المواخات و حديث السّفينة و حديث باب الحطّه و غير اينها آنچه نسبتى باثبات مقام ولايت و حرمت اهل بيت طهارت داشته ايشان احتياطا نقل ننمودند .
ولى هر حديثى ( و لو از هر جعّال كذّاب وضّاع بوده ) كه در اهانت بمقامات مقدسهء انبياء عظام و بالاخصّ وجود مقدّس خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عترت طاهرهء آن حضرت راهى داشته بدون احتياط نقل نموده كه ببعض از آنها اشاره نموديم .
در اسناد حديث ثقلين
اينك ناچارم ببعض از كتب معتبرهء شما اشاره نمايم تا بدانيد كه اگر حديث شريف ثقلين را آقاى بخارى نقل ننموده ديگران از اكابر و موثقين علماى شما حتى عدل بخارى ( در صحّت بيان نزد شما ) مسلم بن حجّاج نقل نمودهاند .