مقتضى است براى روشن شدن فكرتان مراجعه نمائيد به ص 89 و 90 آخر فصل دوم صواعق محرقه ذيل آيه چهارم از باب 11 پس از اينكه نقل اخبار از ترمذى و امام أحمد بن حنبل و طبرانى و مسلم نموده گويد اعلم انّ لحديث التمسّك بالثقلين طرقا كثيرة وردت عن نيّف و عشرين صحابيا « 1 »
آنگاه گويد اختلافى در طرق حديث است در بعض طرق گويند در حجّة الوداع در عرفات . و در بعض طرق گويند در مدينه در مرض موت در وقتى كه حجره پر بود از صحابه و در بعض آنها است در غدير خم و در بعض آنها بعد از برگشتن از طائف بوده - پس از آن خود اظهار نظر نموده گويد منافاتى در اين اختلافات نمىباشد و مانعى ندارد كه در تمام اين امكنه ( كه ذكر گرديده ) رسول اكرم صلّى اللّه عليه و سلّم اين حديث را تكرار نموده باشد براى اثبات عظمت شأن قرآن كريم و عترت طاهره .
دقت نظر خالى از تعصب موجب سعادت است
و اما اينكه فرموديد چون بخارى در صحيح خود نقل ننموده دليل بر عدم صحّت اين حديث شريف مىباشد ! از جهات بسيارى اين بيان مردود و عند العلماء منفور است .
چه آنكه اين حديث را اگر بخارى نقل ننموده ولى عموم اكابر علماى شما نقل نمودهاند حتّى عدل بخارى مسلم بن حجاج و تمام ارباب صحاح ستّه مبسوطا در كتب معتبرهء خود ذكر نمودهاند .
يا بايد آقايان محترم تمام صحاح و كتب معتبرهء علماء خود را شسته و بدور اندازيد و مشخص نمائيد عقايد خودتان را بصحيح بخارى و اگر معترفيد به عدالت و علم و دانش ساير علماء خود كه هر يك در زمان خود ميان اهل سنّت نابغه علم و دانش و تقوى بودهاند مخصوصا ارباب صحاح ستّه مقتضى است كه اگر خبرى را بجهاتى بخارى نقل ننموده و ديگران نقل نمودهاند قبول نمائيد .
هامش
( 1 ) بدانيد براى حديث تمسك بثقلين ( عترت طاهره و قرآن مجيد ) طرق بسيارى مىباشد كه نقل گرديد از زياده از بيست نفر از اصحاب .