الهى بنمائيد چون اين نظرها خود مقدمهء توجه بخداى متعال است .
و همچنين است توجّه بهر سببى از اسباب از قبيل نظر و توجه تاجر بتجارت و زارع بزراعت و فلّاح بفلاحت و كاسب بكسب و ادارى باداره و بالاخره شاغل هر شغلى بشغل و عمل خود اگر توجه استقلالى بنمايد مشرك است .
و اگر نظرش نظر سبب و اسباب باشد به اين نيّت كه لا مؤثر فى الوجود الا الله يعنى اثر دهنده جز خداى متعال نيست هيچ مانعى ندارد و شرك هم نميباشد .
شيعه از هيچ راهى مشرك نيست
با اين مختصر مقدّمه كه مطلب واضح شد و اصول شرك و معانى و آثار او را بيان نموديم اينك اجازه بفرمائيد از بيانات خود نتيجه بگيريم . كه آيا شما از كداميك از طرق شرك جلى و خفى كه بيان نموديم شيعيان را مشرك ميدانيد .
آيا در كجا و از كدام شيعه عارف يا عامى شنيدهايد كه در ذات و صفات و افعال حضرت بارى جلت عظمته شريكى قائل باشند .
يا در عبادت پروردگار معبود ديگرى را در نظر داشته باشند .
يا در كتب اخبار و احاديث شيعه ديدهايد كه در باب اصول و فروع و عقايد دستورى از بزرگان دين و ائمه و پيشوايان شيعه راجع بآثار طرق شركى كه عرض نمودم رسيده باشد .
اما راجع بشرك خفى و اقسام طرق آن از قبيل عمل ريائى كه براى خوشآيند و جلب نظر مردم عملى را بنمايند يا علاقه و اميد باسباب پيدا نمودن اختصاص به شيعيان تنها ندارد .
بلكه شيعه و سنّى همگى در عالم اجسام گرفتارند كه بواسطه عدم معرفت و دانش و تزكيهء نفس و توجه كامل گاهى فريب وساوس شيطانى خورده عمل ريائى ميكنند يا سراپا غرق در اسباب ميشوند و از اطاعت حقّ بيرون رفته و در اطاعت شيطان وارد ميگردند .
اگر چه در معنى شرك به حق آورده بنابر آنچه عرض شد ولى از نوع شرك مغفور است