مثلا نذر مىكند گوسفندى براى خدا ببرد در فلان خانه يا معبد يا بقعه امام و يا امامزاده بكشد عيب ندارد نذر مىكند پولى يا لباسى براى خدا بفلان سيد ذريهء رسول اللّه يا عالم يا يتيم يا فقيرى بدهد عيب ندارد .
ولى اگر نذر كند براى پيغمبر يا امام يا امام زاده يا عالم يا يتيم و بينوا حتما باطل است و اگر از روى علم و تعمّد باشد قطعا شرك است .
وظيفهء هر رسول و فقيه و عالم و واعظ و مبلّغ نوشتن و گفتن است و ما على الرسول الّا البلاغ المبين « 1 »
و وظيفهء مردم شنيدن و عمل كردن است .
اگر فردى يا افرادى در پى تعليم و تعلّم وظايف دينى نروند و بوظايف دينى خود مطابق دستورات عمل ننمايند نقصى باصل آن عقيده و طريقه و دستور وارد نيست .
گمان ميكنم به همين مقدار از جواب كشف حقيقت شد تا بعدها آقايان محترم شيعيان را مشرك نخوانيد و امر را بر عوام مشتبه نكنيد .
شرك خفى
خوبست برگرديم بگفتار اوليه و مطلب را تمام كنيم . قسم دوم شرك خفى و پنهان است و آن شرك در اعمال و ريا در طاعات و عبادات است .
فرق ميان اين نوع از شرك و شرك در عبادت كه از اقسام شرك جلى شماره نموديم اينست كه در شرك عبادت براى خدا شريك قرار ميدهد و در مقام عبادت او را پرستش مىكند .
مثلا در نماز اگر غير خدا را در نظر بگيرند مثل آنكه باغواى شياطين صورت مقام ولايت را در نظر آورند يا مرشدى را منظور بدارند قطعا آن عمل باطل و شرك محض است .
در عبادت جز ذات حضرت احديت احدى در ذهن و فكر انسانى نبايد بيايد و الّا داخل در شرك جلى مىباشد .
هامش
( 1 ) بر رسول جز ابلاغ رسالت كامل تكليفى نخواهد بود - آيه 54 سوره 24 ( نور ) .