المورد » و فى بعض الرّوايات : « و خشونة المضجع » « 33 » .
يعنى : بتحقيق كه ديدم على - عليه السلام - را در بعضى از مواقف او براى عبادت ، در وقتى كه فروگذاشته بود شب پردههاى ظلمت را ، و آن حضرت در محراب ايستاده بود ، لحيهء مبارك بدست گرفته بىقرارى مىكرد : بىقرارى مار گزيده ، و مىگريست گريهاى در غايت حزن و مىگفت : اى دنيا دور شو از من . آيا خود را زينت كردهاى مانند زنان و در معرض خريدارى من درآوردهاى و اظهار اشتياق به سوى من مىكنى فرصت آن نيابى ، و چه دور آرزويى است كه تو كردهاى . مغرور ساز ديگرى را كه من محتاج تو نيستم . تو را طلاقى گفتهام كه هرگز رجوع ندارد . و اين زينت تو زينتى نيست كه فريب من تواند داد بنابر آنكه عيش تو به غايت كوتاه است و قدر تو به غايت قليل و مرادهايى كه از تو برآيد به غايت حقير . و بعد از آن اعراض كرد از مخاطبه دنيا و گفت : آه از كمى زاد و درازى راه و دورى سفر و عظمت مورد - يعنى قيامت و ايستادن در پيش خداى تعالى - و درشتى خوابگاه يعنى قبر .
و نيز آن حضرت فرمود : « و اللّه لدنياكم هذه أهون في عينى من عراق خنزير فى يد مجذوم » « 34 » يعنى بحقّ خدا كه اين دنياى شما خوارتر است در نظر من از استخوان خوكى كه در دست مجذومى باشد و خواهد كه به گوشتى كه به آن چسبيده خود را سير كند .
و ابو عبد اللّه بن رافع گفت : روزى به ديدن حضرت رفتم . پس پيش آوردند انبان مهر كردهاى كه نان جو خشك شده در آن بود . از آن نان با هم خورديم پس گفتم يا امير المؤمنين سبب مهر كردن چيست ؟ فرمود : تا حسنين نان جو را به روغن زيتون لين نكنند بنابر شفقت با من . « 35 »
هامش
( 33 ) . « نهج البلاغه » فيض الاسلام ، حكمت / 74 ؛ « حلية الاولياء » ج 1 / 84 ؛ ابن عبد البرّ در « استيعاب » ج 2 / 463 ؛ محب طبرى در « رياض النضرة » ج 2 / 212 .
( 34 ) . « نهج البلاغه » فيض الاسلام ، حكمت / 228 .
( 35 ) . مقدمه « شرح نهج البلاغه » ابن ابى الحديد ج 1 / 26 ، چاپ قاهره ، تحقيق : محمد ابو الفضل ابراهيم ؛ « ينابيع المودة » علامه قندوزى ص / 150 ، چاپ استانبول .