آورديم يعنى به زبان كلمهء شهادت گفتيم و حال آنكه داخل نشد ايمان در دل مسلمانان . و دليل بر آنچه گفتيم ، قول خداى است - جلّ جلاله - كه : « و من النّاس من يقول آمنّا باللّه و باليوم الآخر و ما هم بمؤمنين » « 1 » ؛ يعنى از آدميان هستند كسانى كه مىگويند ما ايمان آورديم به خداى و به روز قيامت و حال آنكه ايشان مؤمن نيستند ، زيرا كه ايشان را تصديق قلبى - كه آن حقيقت ايمان است - حاصل نيست و اگر چه به زبان كلمهء شهادت مىگويند . و حق - جلّ و علا - در جاى ديگر مىفرمايد كه : « قالت الاعراب آمنّا قل لم تؤمنوا و لكن قولوا اسلمنا و لمّا يدخل الايمان فى قلوبكم » « 2 » ؛ يعنى اعراب گفتند كه ايمان آوردهايم ، بگو اى محمد ! اعراب را كه ايمان نياورديد شما و لكن بگوييد كه اسلام آورديم ، يعنى به زبان كلمهء شهادت گفتيم و حال آنكه حقيقت ايمان - كه آن تصديق قلبى است - داخل نشد در دلهاى شما . و اين چنين كس منافق بود ، زيرا كه ظاهر اظهار ايمان مىكند و باطنا منكر بود آن را ؛ و منافق اين چنين كس را گويند .
و همچنين اگر شخصى را تصديق قلبى بود و به لسان و يا به ساير جوارح اظهار آن نكند وى را ظاهرا مؤمن نگويند ، زيرا كه شرط ايمان و سبب ظهور و علامات وى - كه آن اقرار به لسان و عمل ساير جوارح است - در وى حاصل نيست ، پس اگر اين شخص با اين حال بميرد ، احكام مسلمانان بر وى اجرا نكنند .
اگر تو را پرسند كه اسلام چيست ؟
بگو ! كه اسلام نيز تصديق كردن بود ، يعنى بگرويدن و باور داشتن بود به دل ، به اقرار لسان ، و پيغمبر را به همهء آن چيزها كه در تعريف ايمان ذكر كرده شد . و فرقى نبود ميان ايمان و اسلام ؛ يعنى تصديق و اذعان و قبول بود . و نيز اگر ايمان غير اسلام بودى دين مقبول نبودى ، زيرا كه حق - جلّ و علا - مىفرمايد كه :
« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً
هامش
( 1 ) . بقره / 8 .
( 2 ) . حجرات / 14 .