تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
او بوده همه رجعت مىكنند تا خدا براى مؤمنان از كافران انتقام كشد ، و در آن روز امير المؤمنين ( ع ) با اصحابش و ابليس با اصحابش در زمينى از زمينهاى فرات نزديك به كوفه كه نامش روحا است قتال كنند قتالى كه از روزى كه خدا عالم را خلق كرده مثل آن قتال واقع نشده . و گويا مىبينم لشكر امير المؤمنين را كه صد قدم پس رفتند تا اينكه بعضى از پاهاشان به درون فرات رفت . و در اين وقت خداى تعالى ملائكه [ را ] مىفرستد و رسول اللّه ( ص ) پيش پيش با حربه‌اى از نور در دست مىآيد ، همين كه ابليس او را مىبيند پس پس مىگريزد و جنودش مىگويند : حالا كه غالب شدى كجا مىروى ؟ مىگويد :
« إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ »
؛ من چيزى مىبينم كه شما نمىبينيد . پس رسول اللّه ( ص ) به او رسيده ، ضربتى بر ميان دو كتفش مىزند كه به آن ضربت ، او و جميع اتباعش هلاك مىشوند . بعد از آن خدا به يگانگى عبادت كرده شود و شرك به يكبارگى از زمين برخيزد « 1 » . اين بود ذكر اصل رجعت حضرت رسالت ( ص ) و ائمهء طهارت و عصمت و همهء انبياء - صلوات اللّه عليهم . و رجعت مؤمنان و كفار هم قدرى در بعضى از اخبار مذكور [ ذكر ] شده و در اخبار بسيار ، در كافى و منتخب البصائر و كتابهاى ديگر از ائمهء اطهار - صلوات اللّه عليهم - روايت شده كه : هيچ مؤمنى نيست مگر كه البته رجعت مىكند . اگر حالا به موت رفته ، آن وقت كشته مىشود و اگر حالا كشته گشته آن وقت رحلت كند ، و احاديث متعدد در همين كتابها و كتابهاى ديگر روايت شده كه رجعت نمىكند مگر مؤمن محض و كافر محض . چنانچه در بسيار اخبار تصريح شده . و در منتخب البصائر از امير المؤمنين ( ع ) خطبه [ اى ] بسيار طويل نقل نموده كه در اثناى آن فرموده : « يا عجبا كلّ العجب بين جمادى و رجب . فقال رجل من شرطة الخميس : ما هذا العجب يا امير المؤمنين ( ع ) ؟ قال : و مالى لا اعجب و سبق القضاء فيكم و ما تفقهون الحديث الّا
هامش
( 1 ) . مدرك سابق ص 42 و 43 .