و در موضع ديگر از همين حديث فرموده « 1 » : « نام اين « 2 » عالم به زبان يونان فوسموس « 3 » بوده و ترجمهاش به زبان عرب زينت است و فلاسفه آن را اين نام كردهاند براى اينكه از بس كه حسن تدبير و نظام تمام در خلق آن « 4 » مشاهده نمودند « 5 » ، راضى نشدند به غير اين نام ، تا دلالت كند با حسن صنعت و تقدير حكمت ، بر غايت حسن و جمال آن نيز » .
و « 6 » در موضع ديگر از اين حديث بر سبيل ردّ بر دهريّين و طبيعيّين « 7 » فرموده :
« پس هلاك شوند و از رحمت و مغفرت الهى نااميد و محروم باشند جمعى كه فلسفه را بر خود مىبندند و به نام خود « 8 » دعوى مىكنند ؛ چون چشمهاى ايشان « 9 » كور شده از اين همه خلق عجيب و صنع غريب كه انكار علم و تدبير صانع آن نمودهاند » . و دلالت « 10 » اين دو عبارت بر فضل « 11 » حكمت ، ظاهر و باهر است و حاجت به شرح و بيان نيست .
فصل دوم « 12 » در ذكر علمايى كه آثارشان دليل « 13 » است بر فضل حكما
هركس را اندك « 14 » معرفت به احوال علما باشد « 15 » ، داند كه علماى اسلام هميشه در علم حكمت مختلف بودهاند و در هر زمانى « 16 » جمعى كثير از علماى معروف كه شك و قدح در دانش و ايمان و تشنيع ايشان كمتر از شك در روشنى آفتاب و ماه
هامش
( 1 ) . الف : « فرموده » ندارد .
( 2 ) . ب : « آن » .
( 3 ) . الف : « فوسموش » .
( 4 ) . ب : « خلق او » .
( 5 ) . ب : « نموده » .
( 6 ) . ب : « و » ندارد .
( 7 ) . ب : « طبيعيّين و دهريّين » .
( 8 ) . ب : « خود » ندارد .
( 9 ) . الف : « ايشان » ندارد .
( 10 ) . ب : « علم و تدبير . . . و دلالت » ندارد .
( 11 ) . ب : « فضيلت » .
( 12 ) . ب : « فصل دوّم » ندارد .
( 13 ) . ب : در ذكر علما و آثار ايشان دليل » .
( 14 ) . ب : « اندكى » .
( 15 ) . الف : « داشته باشد » .
( 16 ) . ب : « زمان » .