تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 1006

مساهمون:

ص١٠٠٦
گل نعمتى است هديه فرستاده از بهشت * مردم كريم‌تر شود اندر نعيم گل
اى گل‌فروش ! گل چه فروشى براى سيم ؟ * وز گل عزيزتر چه ستانى بسيم گل ؟
قطعه
بنوبهار جهان تازه گشت و خرّم گشت * درخت سبز علم گشت و خاك معلم گشت
نسيم نيم شبان جبرئيل گشت مگر * كه بيخ و شاخ درختان خشك مريم گشت
قطعه
سرود گوى شد آن مرغك سرود سراى * چو عاشقى كه بمعشوق خود دهد پيغام
همى چه گويد ؟ گويد كه عاشقا شبگير * بگير دست دلارام و سوى باغ خرام
نظم
هرچند در صناعت نقش و علوم شعر * جز مر ترا روا نبود سرفراشتن
اوصاف خويشتن نتوانى بشعر گفت * تمثال خويشتن نتوانى نگاشتن
بيت
زيبا بود ار مرو بنازد بكسايى * چونانكه جهان جمله باستاد سمرقند » .
استاد فقيد عباس اقبال در مقاله‌اى تحت عنوان « يك قطعه از اشعار كسائى مروزى » گفته : « 1 » « ابو الحسن يا ابو اسحاق مجد الدين كسائى از اهل مرو خراسان يكى از شعراى بزرگ اواخر دورهء سامانيان و اوايل دولت غزنويان است كه در 27 شوّال 341 هجرى متولّد شده و چنان كه خود در قصيده‌اى گفته تا پنجاه سال بعد يعنى تا 391 زنده بوده ليكن معلوم نيست در چه تاريخ وفات يافته است . اين شاعر اوايل ايّام را در خدمت سامانيان ميزيسته و پس از اختلال امور آن دولت و طلوع سلطنت باشكوه غزنوى بدربار ايشان توجّه نموده و در ظلّ آسايشى كه غزنويان در خراسان و افغانستان منقلب فراهم كرده بودند قرار گرفته است و از اين مطلع كه ميگويد :
هامش
( 1 ) - مجموعهء مقالات عباس اقبال آشتيانى باهتمام دكتر محمد دبير سياقى ( ص 177 ) .
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 1006 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث