اگر مراد او از اين شخص « فخر الدين اسعد گرگانى » بنظم آورندهء « ويس و رامين » باشد در تذكرهها و تواريخ ادبيّات دربارهء او به قدر كافى بحث شده است ولى در هيچيك از آنها بتشيّع او اشارتى نشده است و اگر مراد غير او باشد براى ما حال او معلوم نيست .
- 3 - كسائى ( ص 231 ؛ س 12 )
اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « و در كسائى خود خلافى نيست كه همهء ديوان او مدايح و مناقب مصطفى و آل مصطفى است - عليه و عليهم السلام » .
عوفى در لباب الالباب ( ص 270 - 274 چاپ سعيد نفيسى ) گفته :
« الحكيم كسايى مروزى - كسايى شاعرى بود كه كساى زهد در برداشت و كلاه فقر بر سر ، غبار از عرصهء دل بآستين تسليم فرو رفته ، و گرد حرص از صحراى سينه به آب دو ديده درنشانده ، و اكثر اشعار او در زهد و وعظ است و در مناقب اهل بيت نبوّت ، و جاى جاى كه بدايع اوصاف و روايع تشبيبات گفته است داد سخن داده است و حقّ بيان بگزارده ، در مدح امير المؤمنين على - رضي اللّه عنه - ميگويد :
مدحت كن و بستاى كسى را كه پيمبر * بستود و ثنا كرد و به دو داد همه كار
آن كيست بدين حال و كه بودست و كه باشد * جز شير خداوند جهان حيدر كرّار
اين دين هدى را به مثل دايرهاى دان * پيغمبر ما مركز و حيدر خط پرگار
علم همه عالم بعلى داد پيمبر * چون ابر بهارى كه دهد سيل بگلزار
( سپس اشعارى از او نقل كرده كه از جملهء آنهاست : )
نيلوفر كبود نگه كن ميان آب * چون تيغ آب داده و ياقوت آبدار
هم رنگ آسمان و بكردار آسمان * زرديش بر ميانه چو ماه ده و چهار
چون راهبى كه دو رخ او سال و ماه زرد * وز مطرف كبود ردا كرده و ازار
نظم :