تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 1009

مساهمون:

ص١٠٠٩
سحاب ، و سطرى از آن كتاب است . قصيده :
اين شوخ سواران كه دل خلق ستانند * گوئى ز كه زادند به خوبى بكه مانند
تركند و باصلند شكى نيست و ليكن * از خوبى و زيبائى مانند بتانند
ميران سپاهند و عروسان وثاقند * گردان جهانند و هژبران زمانند
مشكين خط و شيرين سخن و غاليه زلفند * سيمين برو زرّين كمر و موى ميانند
شيرند به زور و بهنر گرچه غزالند * پيرند بعقل و بخرد گرچه جوانند
سروند و ليكن همه چون ماه تمامند * ماهند و ليكن همه چون سرو روانند
چون راحت روحند چو با ساغر راحند * چون حصن حصينند چو بر پشت حصانند
در خشم و رضا همچو زمينند و زمانند * وز نطق و دهن همچو يقينند و گمانند
شيرند ببيشه در چون تيغ گذارند * ماهند بگردون بر چون اسب دوانند
در معركه سوزنده‌تر از نار جحيمند * در مجلس سازنده‌تر از حور جنانند
زان مايهء عيشند كه شايسته چو عمرند * زان مايهء عمرند كه ماننده چو جانند
بىعطر همه مشك خط و مشك عذارند * بىخشم همه تنگ دل و تنگ دهانند
شاهان جهان در كفشان جمله اسيرند * شيران عرين با دلشان جمله جبانند
بادا همه را جمله فدا جان و روانم * كايشان همه خود جمله مرا جان و روانند
اين مذهب آنهاست كه آن سيم بران را * ايشان بزر و سيم خريدن نتوانند
آنگاه قسمتى ديگر از اشعار او را نقل كرده است هر كه طالب باشد به آنجا رجوع كند . در لغت‌نامهء دهخدا آمده است : « ظفر ( ظفر الدين ) شاعرى از اهل همدان و در خدمت ملكشاه سلجوقى بوده است . اين شعر از اوست :
بهنر باش هرچه خواهى كن * نه بزرگى بمادر و پدر است
نافهء مشك را ببين به مثل * كاين قياسى بديع و معتبر است
قاموس الاعلام » . و در حاشيهء لغت‌نامه نوشته است : « اين قطعه ناقص است و بقيهء آن را نيافتيم » .
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 1009 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث