هو الحسن فما فى المنتجب يوافقه و ما في الاربعين و المناقب من باب سهو القلم و تقديم الجدّ على الأب ، و كم له نظير فى كلمات أمثالهم من المكثرين في التّأليف و احتمال كون المراد بأبى الحسن فى المناقب هو الولد صاحب الشّرح ساقط لكون حلية الأشراف من مؤلّفات أبيه ( تا آخر كلام او ) » .
نگارنده گويد : چنان كه از ملاحظهء اين كلمات بر مىآيد حقيقت امر و صحيح در ترجمهء اين شخص و معرفى نام و كنيهء او و همچنين در معرفى نام و كنيهء پدر او همانست كه ابن شهر آشوب ( ره ) گفته است و اين امر يا بر منتجب الدّين ( ره ) پوشيده بوده و يا در نسخ فهرست او خلط و اشتباهى بهمرسيده كه سبب اشتباه متأخّران علماى شيعه گرديده است .
و نيز عدم اطّلاع بزرگان شيعه - رضوان اللّه عليهم - بترجمهء حال او كه خود وى در مشارب التّجارب درج نموده و ياقوت از آن كتاب در معجم الادباء نقل كرده است اين اشتباه را قويتر كرده تا حكم « ظلمات بعضها فوق بعض » را پيدا كرده است طالبان نصّ عبارت مشارب التّجارب بمجلّد پنجم معجم الادباء ( ص 208 - 218 چاپ دوم ) رجوع كنند زيرا اين مقام گنجايش نقل همهء آن ترجمه را ندارد و ترجمه مصدرّ و معنون به اين عبارت است :
« علىّ بن زيد أبو الحسن بن أبي القاسم البيهقيّ مات في سنة 565 قال هو في كتاب مشارب التّجارب : أنا أبو الحسن عليّ بن الامام أبي القاسم زيد بن الحاكم الامام أميرك محمّد ( تا آخر ترجمه بطور وضوح ) » پس هر كلامى كه بر خلاف اين باشد از قبيل اجتهاد در مقابل نصّ است كه از درجهء اعتبار ساقط خواهد بود .
استاد فقيد بهمنيار ( ره ) در مقدمهء تاريخ بيهق گفته ( ص ى - 10 - كج - 23 ) « مقدّمهء دانشمند بزرگوار آقاى قزوينى بر تاريخ بيهق » و اين مقدّمه بسيار بسيار نفيس و مهمّ و ميتوان گفت در باب خود كتابى جامع و مانع است و از اين روى بهمنيار ( ره ) به آن اكتفا كرده است هر كه طالب تمام آن باشد به آنجا مراجعه كند و چند سطر از عبارت آن را در اينجا درج مىكنيم و آن اينكه در ص يج - 13 گفته :
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 559
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٥٥٩