تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
و مرحوم دهخدا در لغت نامه گفته : « جاس نام موضعى است كه در شعر طرفه آمده است چنان كه ياقوت در معجم البلدان گفته است ( آنگاه دو بيت را نقل كرده است ) » و نصّ عبارت ياقوت اينست : « جاس السّين مهمله كأنّه مرتجلا موضع قال طرفة ( آنگاه سه بيت سابق الذكر را نقل كرده است ) » . اين ديه اكنون موجود است منتها بجاى تاء باء مىآورند . در مرآة البلدان گفته ( ج 4 ؛ ص 66 ) : ( جاسب ولايتى است در نهايت برودت و از ييلاقهاى بسيار سرد و در اين زمان از مضافات قم و حكومت آن جزو حكومت اين شهر مىباشد و در ميان درّه واقع شده چهار طرف آن كوهسار است جنوب اين ولايت دليجان و نراق ، و شمال آن قريهء كرمحكان از دهات قم ، مشرق آن محدود بكوهسار اردهال ، و مغرب آن منتهى بجبال راونج مىشود عرض درّه كه جاسب در آن واقع است نيم فرسخ ، و طول يك فرسخ و نيم است . گويند : جاسب از بناهاى يكى از امراى عسكريّهء هماى دختر بهمن بن اسفنديار مشهور به نيمور مىباشد و اين امير در نراق و دليجان و دهات پشتكدار حكومت داشته و در آن حدود بناهاى محكم گذاشته كه از جمله سدّيست كه برودخانهء آبار قم بسته ( تا آنكه گفته ) بالجمله امير مذكور در ايّام حكومت خود در اين نواحى « جاسب » را محلّ اسبهاى خود قرار داده و به جهت لطافت و خوبى هوا و عذوبت مياه تابستان اين مكان را ييلاق و اقامتگاه خود قرار داده و اين محلّ را جاى است مىناميده‌اند از كثرت استعمال « جاى اسب » : « جاسب » شده است ( تا آنكه گفته ) سكنهء اين ديار اكثر سادات صحيح النّسب و اهل صلاح مىباشند از محدّثين چنين مسموع شده كه بموجب احاديث نبوى - صلى اللّه عليه و آله - أصحاب صاحب الأمر - عجّل اللّه تعالى فرجه - كه سيصد و سيزده تن ميباشند هفت نفر از آنها از قراى سبعهء جاسب‌اند و از هيچ بلد معظمى به اين عدد و شماره آن حضرت را يارى كننده نيست ( تا آنكه گفته ) : قراى سبعهء جاسب : هزارجان ، داران ، كردكان ، وشنگان ، رز ، دسقونقان ،
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 522 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث