على الدّين و الدّنيا . يعنى بگير معالم دين خود را از زكريّا بن آدم القمّى كه مأمون است بر دين و دنيا و از جملهء سعادات كه زكريّا بن آدم به آن فائز شد آن بود كه يك سال با حضرت امام رضا عليه السّلام از مدينه بمكّه براى حجّ مشرّف شد و زميل آن حضرت بود ظاهرا مراد آن است كه هم محمل آن حضرت بود . و علّامهء مجلسى از تاريخ قم نقل كرده كه در مدح اهل قم فرموده : أكثر اهل قم از اشعريّين مىباشند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دعاى آمرزش كرده در حقّ ايشان و گفته : الّلهمّ اغفر للأشعريّين صغيرهم و كبيرهم . و هم فرموده : اشعريّون از منند و من از ايشانم . و از مفاخر ايشان آن است كه اوّل كسى كه ظاهر كرد شيعگى را بقم موسى بن عبد اللّه بن سعد اشعرى بود . و نيز از مفاخر ايشان است آنكه حضرت امام رضا عليه السّلام فرمود بزكريّا بن آدم بن عبد اللّه بن سعد اشعرى : خداوند دفع مىكند بلا را بسبب تو از اهل قم همچنان كه دفع مىكند بلا را از اهل بغداد بواسطهء قبر موسى بن جعفر عليه السّلام . و هم از مفاخر ايشان است آنكه ايشان وقف كردند مزرعهها و ملكهاى بسيار بر ائمّه عليهم السّلام . و آن كه ايشانند اوّل كسانى كه خمس فرستادند بسوى ائمّه عليهم السّلام ، و آنكه ائمّه عليهم السّلام اكرام كردند جماعت بسيارى از ايشان را بهديّهها و تحفهها و كفنها كه از آن جماعت مىباشند ابو جرير زكريّا بن ادريس و زكريّا بن آدم و عيسى بن عبد اللّه بن سعد و غير ايشان انتهى . شيخ كشّى روايت كرده بسند معتبر از زكريّا بن آدم كه گفت : وارد شدم بر حضرت امام رضا عليه السّلام از اوّل شب و تازه مرده بود ابو جرير زكريّا بن ادريس قمّى پس حضرت سؤال كرد از من او را و ترحّم فرمود بر او يعنى فرمود : رحمه اللّه ، و لم يزل يحدّثني و احدّثه حتّى طلع الفجر فقام ( ع ) فصلّى الفجر و پيوسته سخن مىگفت با من و من سخن مىگفتم با او تا صبح طلوع كرد پس حضرت برخاست و نماز فجر گذاشت .
مؤلّف گويد كه : ظاهر اين روايت آنست كه آنشب را حضرت تا بصبح بيدار بودند و با زكريّا سخن مىفرمودند پس بايد آن سخنان مطالب خيلى مهمّه باشد و آن نيست جز مذاكرهء علوم و أسرار چنان كه در حال حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 501
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٥٠١