مراد صحابهاند كه بعد از رسول خلافت كردهاند از ابى بكر و عمر و عثمان و على ( ع ) چه حقتعالى در عهد ابى بكر ولايت عرب را مفتوح ساخت ، و در عهد عمر بعضي از ولايت عجم . و بر فساد قول آنان كه گفتهاند كه : مراد جميع امّت پيغمبرند آنست كه حق تعالى در اين آيه وعدهء استخلاف و تمكين و تبديل خوف بأمن فرموده ، و وعده به چيزى باشد كه در زمان حال نباشد بلكه در زمان مستقبل باشد و اين هنگام نميتواند بود كه مراد زمان خلفاى ثلاثهء مذكوره باشد زيرا كه باجماع جميع امّت خلافت ايشان به اختيار مردمان بوده نه از جانب حقتعالى پس « ليستخلفنّهم » شامل ايشان نباشد ، و تمكين نيز در آن زمان بر وجهى نبود كه حق تعالى بيان فرموده زيرا كه مراد به آن غلبهء دين اسلام است بر همهء اديان بر وجهى كه اذلال همهء اديان نمايد و اين معلوم همه كس است كه در آن زمان معظم عالم در حوزهء تصرّف كفّار بود پس تبديل خوف بأمن نيز بعمومه نباشد و چون امّت پيغمبر ( ص ) بعمومهم متّصف به اين صفت نيستند پس اين قول نيز باطل باشد فحينئذ مراد اهل بيت اطهار باشند كه خلافت ايشان بنصّ الهى است چنان كه احاديث صحيحه و اسانيد وثيقه و دلائل عقليّه شاهد اينست پس خلافت ايشان مانند خلافت آدم و داود و سليمان و هارون باشد در كريمهء :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ،
إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ ،
و قوله :
فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ ،
و قوله :
هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي ،
و چون تمكين تمام و تبديل خوف بأمن تامّ در ازمنهء ماضيه الى ظهور هذه الغاية نبوده پس آن در زمان ظهور صاحب الزّمان باشد كما قال النّبيّ ( ص ) : يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا ، و اينكه مقداد بن اسود از رسول ( ص ) روايت كرده كه انّه قال النّبيّ ( ص ) : لا يبقى على الأرض بيت مدر و لا و بر الّا أدخله اللّه تعالى كلمة الاسلام بعزّ عزيز و ذلّ ذليل ؛ امّا ان يعزّهم اللّه فيجعلهم من أهلها ، و امّا أن يذلّهم فيدينون لها ، اشاره بظهور صاحب الزمان است ( تا آخر بيانات او كه مقام گنجايش نقل همهء آنها را ندارد ) » .
بارى از بيانات گذشته معلوم شد كه آيه مربوط به زمان ظهور امام ( ع ) است و مدلول آن در آن زمان تحقّق خواهد يافت و اين مطلب از مسلّمات مذهب شيعه