تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
برداريم تواند بود ؟ - آن حضرت فرمود بياريد آنچه از زاد راه شما مانده پس آن را نزد او آورديم و آن حضرت دست مبارك خود بر آنجا درآوردند و آن را برهم زدند و فرمودند كه اين زاد شما را بكوفه مىرساند ، و امّا زيارت حضرت رسالت پناه صلوات اللّه عليه ، پس بدرستى كه او را ديديد و به ثواب زيارت او فايز شديد و من نماز فجر را با قوم گزارده‌ام و ميخواهم كه ظهر را نيز با ايشان بگزارم بيش از اين توقّف نتوانم كرد ، باز گرديد در حفظ خداى تعالى . و در كتاب خرايج و جرايح و كتاب نضد القواعد مسطور است كه حضرت امام موسى عليه السّلام كتابتى بعلىّ بن يقطين نوشت كه مشتمل بود بر تعليم وضو بر وجهى كه عامّه يعنى مخالفان از اهل سنّت به آن اقدام مينمايند و او را از آن معنى تعجّب تمام حاصل شد ليكن چون از امتثال حكم حضرت امام عليه السّلام امتناع نمىتوانست كرد مدتى به همان كيفيّت وضو مىساخت تا آنكه بعضى از حاسدان او را نزد هارون الرّشيد سعايت نمودند كه شيعى مذهب است ، و رشيد در مقام امتحان حال او شده روزى او را تنها در خانه‌اى از خانه‌هاى دار الاماره ببعضى از اشغال ديوانى مشغول ساخت و چون وقت نماز رسيد در حوالى بعضى از روزنها كه باندرون آن خانه مشرف بود كمين نمود و در مقام تجسّس حال وضوى او شد و چون وضوى او را بر وجهى كه مأمور شده بود موافق كيفيّت وضوء اهل سنّت ديد از آن بدگمانى نادم گرديد و از علىّ بن يقطين معذرت طلبيد و بعد از انقضاى آن واقعه حضرت امام ( ع ) كتابتى ديگر به او نوشت و امر فرمود كه به كيفيّت كذا و كذا وضو ساز ، و وضوى صحيح را به او اعلام نمود . و مضمون اين روايت دليل است بر جواز تقيّه ، و دليل آن از كتاب و سنّت نيز بسيار است و فتاواى اهل بيت عليهم السّلام مشحون است بتقيّه ، و اعظم اسباب اختلاف احاديث مرويّه از ايشان آن است . و در كتاب خرايج مذكور است كه روزى هارون الرّشيد درّاعهء خزّ نفيس زركار ملوكانه بعلىّ بن يقطين بخشيد و او آن را با مال بسيار به خدمت امام موسى عليه السّلام فرستاد پس آن حضرت درّاعه به او رد نمودند و پيغام فرمودند كه آن را نگاهدار كه