انكار نكرد ( تا آخر آنچه گفته ) » .
تعليقهء 79 ( ص 184 ؛ س 1 ) « پست خوردن و ناى زدن بهم راست نيايد »
عبارت مذكور مثلى مشهور است كه در كتب آن زمان بسيار به آن تمثّل ميشده است ، اگر چه در كتب معروف كه در باب مثل تأليف شده است ذكرى از آن بميان نيامده است ليكن چنان كه گفتيم در كتب مؤلّفه در آن زمان شواهد صدق مدّعا و استعمال آن به صورت مثل ديده مىشود اينك بذكر چند مورد كه در نظر است مىپردازيم قوامى رازى گفته است در ترجيعبندى ( ص 10 ديوان مطبوع او ) :
« ابروئى پر زخشم ؛ عشق مباز * دهنى پر ز پست ؛ ناى مزن »
انورى گفته است ( ص 202 ديوان او ؛ چاپ تبريز ) :
« داغ دارى بسرين بر ، نتوانى شد حر * پست دارى به دهان بر ، نتوانى زد ناى »
خاقانى گفته ( ص 238 چاپ عبد الرّسولى ، و ص 103 ج 1 چاپ بمبئى ) :
« اشك چشمم در دهان افتد گه افطار از آنك * جز كه آب گرم پستى نگذرد از ناى من »
در معارف بهاء الدّين محمّد والد جلال الدّين محمّد مولوى آمده است ( ص 341 نسخهء چاپى بتصحيح بديع الزّمان فروزانفر ) :
« هم پست خورى مها و هم ناى زنى * نيكو نبود دودم بيك جاى زنى »
و نيز در آن كتاب در ص 337 اين بيت بار ديگر نقل شده است ليكن در آنجا بجاى « پست » : « پسته » ذكر شده است و بديهى است كه آن غلط است چنان كه بيت مذكور در مورد اوّل از معارف بهاء الدّين محمّد را در رباعيّات ملّاى رومى غلط چاپ كردهاند زيرا در رباعيّات مذكور آن را چنين آوردهاند ( ص 367 چاپ استانبول ) :
« چون مست شوى قرابه بر پاى زنى * با دشمن جان خويشتن راى زنى »
« هم باده خورى مها و هم ناى زنى * اين حرص مكن كه هر دو يكجاى زنى »
مرحوم مجتبى مينوى از مجموعهء فارسى و عربى كشكول وارى نسخهء بريتش