تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
ساقط گشت و روز آدينه كه جهت جلوس ابو الغنايم مختار بود سلطان ملكشاه در گذشت » . بعد از مرگ ملكشاه تاج الملك كه سمت وزارت تركان خاتون زوجهء او را نيز داشت « 1 » پسر اين خاتون يعنى محمود را كه شش ساله بود ( بقول ابن الاثير چهار سال و چند ماه ) با لقب ناصر الدّنيا و الدّين بسلطنت نامزد نمود و تاج الملك و تركان خاتون مرگ سلطان را پنهان كردند و كسانى را باصفهان فرستادند تا بركيارق پسر ارشد سلطان را گرفتند و در حبس انداختند . غلامان نظاميّه كه تاج الملك را محرّك قتل مخدوم خود مىدانستند شوريدند و بركيارق را از حبس نجات داده بسلطنت برداشتند و او را از اصفهان برداشته برى پيش ابو مسلم سروشيارى رئيس اين شهر كه داماد خواجه بود بردند . تاج الملك و محمود و تركان خاتون باصفهان آمدند و پس از جمع سپاهى بدفع بركيارق رفتند و در اواخر ذى الحجّة سال 485 در بروجرد به او برخوردند ليكن منهزم شدند و باصفهان برگشتند . بركيارق اصفهان را محاصره كرد و در حين محاصره تاج الملك را كه در جنگ بروجرد گريخته ليكن به زودى دستگير شده بود به خدمت او آوردند ، بركيارق ابتدا مىخواست وزارت خود را به او بدهد و تاج الملك حاضر شده بود كه 200000 دينار در عوض تسليم كند ولى نظاميّه كه از او كينه‌اى شديد در دل داشتند و مىخواستند كه وزارت از خاندان خواجه بيرون نرود شورش كردند و ببركيارق گفتند كه جز بسر تاج الملك به چيز ديگرى راضى نخواهند شد ، عاقبت درو ريختند و او را در 12 محرّم 486 قطعه قطعه كردند « 2 » و تاج الملك در اين تاريخ 47 سال داشت ( ابن الاثير وقايع سال 486 و تجارب السّلف ) « 3 »
هامش
( 1 ) - راحة الصدور ص 133 . ( 2 ) - « تاج الملك لقب مرزبان كه خمير مايهء الحاد و فتنهء جهان و حليف و معاهد حسن صباح بود از آن هفت شخصى است كه اوّل بيعت كردند . و معلومست كه اوّل بمشبهى و مجبرى گفتى و به آخر بملحدى كشته شد . ( بعض مثالب النواصب ) » . ( 3 ) - تجارب السلف ص 281 .