به نظر نرسيده است استعمال صيغهء فعل مفرد مخاطب است با فاعل جمع مثلا : شما مىآئى ، و شما مىروى ، و شما مىخورى ، و اى مؤمنان صبر كنى ، و از معاصى بپرهيزى ، و نحو ذلك ممّا لا يعدّ و لا يحصى كه بعضى امثلهء آن محض نمونه ذيلا مذكور خواهد شد و الّا از حدّ شمار بيرون است و گويا در بعضى لهجات محلّى ايران دال آخر صيغهء جمع مخاطب را يعنى دال « كنيد » و « خوريد » و امثال ذلك را ( همانطور كه در بعضى از لهجات خراسان دال مذكور را قلب به تاء مثنّاة فوقيّه ميكردهاند و بجاى « كنيد » و « خوريد » ، « كنيت » و « خوريت » مىگفتهاند ) در بعضى لهجات ديگر گويا اين دال را بكلّى حذف كرده و بجاى « كنيد » و « خوريد » صاف و ساده « كنى » و « خورى » ميگفتهاند ، و عجب آنست كه مؤلّف اين تعبير غريب را مطّردا بجاى تعبير قياسى معمولى و بعوض آن استعمال نميكند ، بلكه هردو طريقه را ( يعنى هم « شما مىخوريد » را و هم « شما مىخورى » ) را توأما و على السّواء و بلكه گاه در ضمن يك جمله و يك عبارت باهم به كار مىبرد . و اينك چند مثالى از اين استعمال عجيب :
« و حلال نباشد شما را چيزى كه بزنان داده باشى ، بازستانى » ( ج 1 ص 390 ) .
« او را براى آن ذو الكفل خواندند كه كفالت و پايندانى هفتاد پيغامبر بكرد و ايشانرا از قتل برهانيد و ايشان را گفت : شما به روى كه اگر مرا بكشند تنها به بود كه شما هفتاد مرد را » ( 1 : 414 ) . عيسى مريم عليه السّلام اصحابش را گفت :
شما از پادشاهان توانگرترى گفتند : چگونه كه ايشان ملك دنيا دارند و ما قوت نداريم ؟ گفت : شما هيچ ندارى و آسودهاى و ايشان بهرهء تمام از دنيا دارند و هيچ آسايش نيست ايشان را » ( 1 : 539 ) . « رسول عليه السّلام بنزديك قريش آمد و ايشان در مسجد الحرام بتان را مىپرستيدند و بتان را بياراسته بودند . ايشان را ملامت كرد و گفت : شرم نداريد كه دين پدر خود ابراهيم و اسماعيل رها كرده جمادى را مىپرستى » ( 1 : 546 ) .
« ( وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ
و خبر دهم شما را به آنچه خورده باشى و آنچه ذخيره كنى » ( 1 : 567 ) . « در خبر است