تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
من الاسناد ما يثقل حمله و يكثر بالتّقصاص من الكتاب ( الى آخر ما قال ) » . و قال الشيخ ابو جعفر الصّدوق ( ره ) في مقدّمة من لا يحضره الفقيه : « و جميع ما فيه مستخرج من كتب مشهورة عليها المعوّل و اليها المرجع ، مثل كتاب حريز ابن عبد اللّه السّجستانيّ ( الى ان قال ) و رسالة أبي - رضي اللّه عنه - اليّ » . مولى محمد تقى مجلسى ( ره ) در شرح فقيه فارسى كه موسوم است به « لوامع صاحبقرانى » در شرح اين عبارت صدوق « و رسالة أبي - رضي اللّه عنه - الىّ » گفته است : « چون صدوق در قم اخبار بسيار اخذ كرد از پدرش و ابن وليد و ساير مشايخ قم به سفر رفت بواسطهء زيادتى علم و طلب حديث ، پدرش رساله‌اى به او نوشت كه به آن عمل نمايد و صدوق رسالهء پدرش را بمنزلهء نص ميداند چون از غير نص نمينوشتند و عمل نميكردند از اين جهت رساله را متفرّق ساخته است در اين كتاب ، و در هر بابى چيزى از آن نقل مىكند با آنكه مؤدّاى آن از اخبار متواتره داشته است ، امّا خواسته است كه رعايت حق پدر كند تيمّنا آن را ذكر كرده است ( تا آخر كلام او ) » . و اشاره به همين كتابست آنچه در همين كتاب ضمن ذكر متبحّران علما از متأخران ( ص 179 چاپ اوّل ) آمده است : « و همچون على حسينان قمى صاحب كتاب الشّرايع سفير امام حسن عسكرى عليه السّلام بقم » ، و الف و نون در « حسينان » علامت نسبت و دالّ بر بنوّت است يعنى على پسر حسين ، و اين قبيل تعبير در آن زمان بسيار متداول بوده و چند نفر در همين كتاب به اين عنوان ياد شده است و اردشير بابكان از اين قبيل مىباشد كه معروف است . 6 و 7 - من لا يحضره الفقيه و علل الشّرايع ، و هر دو از تأليفات بسيار مشهور و مهمّ شيخ بزرگوار أبو جعفر محمّد بن علىّ بن حسين بن بابويه صدوق - رضوان اللّه عليه - است كه هر دو مستغنى از شرح و بيان و بىنياز از توضيح و تبيان است .