تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
و نيز امير معزّى در قصيدهء كه در مدح سلطان ملكشاه ساخته بسرهنگ ساوتگين اشاره مىكند با اين گفتارش ( ص 538 ) :
« سپاهدار شهنشه چنان كند خدمت * كه تا بمشرق و مغرب ازو دهند نشان چنين و بهتر ازين صد هزار خواهد ساخت * عماد دولت سلطان بدولت سلطان »
و نيز در قصيده‌اى كه بعنوان « در مهمانى رفتن ملكشاه در پيش عماد الدّوله ساوتگين » ساخته از وى چنين تعبير مىكند . ( ص 547 - 548 ) :
« عماد دولت از فرّ تو شادست * فزود از دولت تو شادى جان سپهدارى كه سازد ميهمانى * چنو باشد سزاى چون تو سلطان چنين مهمانى و مهمان كه ديدست * زهى مهمانى اندر خورد مهمان »
و نيز در قصيدهء ديگرى كه معنون بعنوان « ايضا در مدح سلطان ملكشاه » است در حقّ سرهنگ ساوتگين گفته است : ( ص 710 )
« عماد دولت نعمت فداى خدمت كرد * بمال گشت جمال ترا خريدارى درخت و باغ عمادى كه ساختست ترا * ز باغ و قبّهء كسرى بهست بسيارى »
تا آخر قصيده و از ملاحظهء آن مانند قصيدهء اوّل برميآيد كه تمثالى از ملكشاه در آن باغ ساخته بوده و درختى بنام او نشانده بوده است طالب تحقيق بديوان مذكور رجوع كند ( ص 710 - 711 ) . و نيز استاد فقيد عبّاس اقبال ( ره ) در همان كتاب وزارت در عهد سلاجقه در ترجمهء ابو الغنائم جمال الدّين تاج الملك مرزبان بن خسرو فيروز شيرازى گفته ( ص 93 ) : « در ايّام امارت سرهنگ قطب الدّين عماد الدّوله ساوتگين بر كرمان و فارس و عراق ( از سال اوّل سلطنت ملكشاه ) ابو الغنايم تاج الملك در خدمت او داخل شد و نظر توجّه و اقبال او را جلب نمود تا آنجا كه ساوتگين او را بسلطان ملكشاه معرّفى كرده و او را شايستهء خدمات ديوانى دانست سلطان هم او را در دستگاه خود پذيرفت و وزارت بعضى از فرزندانش را كه بعدها بسلطنت رسيدند