تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
بدان توان كرد و درست بود و اگر چه پنج جهت حوض چارو بود نجس ، و آب اتّصال دارد بانجاست از جهات خمسه ، و مالك گويد هرنجاست كه در آب افتد و تغيير نكند پاك و پاك كننده بود خواه آن آب اندك باشد و خواه بسيار ، و ساجى روايت كند از ابو حنيفه كه گفت اگر دست در چاه كنند بنيّت وضو آب جمله پليد شود و اگر نه بنيّت وضو باشد آب پاك بود و گويد محمّد بن حسن گفت اگر جنبى نيّت غسل كند و در چاه رود آب جمله پليد شود و غسل درست نباشد و اگر بار دوّم و بار سيّم در چاه شود همچنين پليد شود و اگر بار چهارم در چاه شود آب پاك شود و غسل درست بود ، و ابو يوسف گويد اگر جنبى در چاه رود يا دلو آبى برگيرد و به آب فرو برد آب جمله پليد شود و غسل درست نباشد .

مسئلهء سوم :

گويند اماميّه گويند چيزها كه نماز تنها در آن روا نباشد مثل تكّه و جورب و كلاه اگر چه پليد بود نماز در آن روا دارند ، گوئيم ابو حنيفه گويد استنجا نه واجب بود اگر استنجا نكنند و جامه از پوست سك در پوشند و بر سجاده بايستند از پوست سك و موزه از همان پوست كه دباغت كرده باشند در پاى كنند و بر آن مسح كنند و ربعى از هر يك به نجاست خفيفه باشد مثل بول حيوانى كه گوشت آن خورند نمازش درست باشد ، شافعى گويد كه اگر خيكى پر از نجاست سر بسته يا جهود يا نصرانى در پشت دارد نماز درست بود و نزد مالك اگر سك زنده در دوش دارد و نماز كند نمازش درست بود .

مسئلهء چهارم :

نزد اماميّه اگر كسى تكبير نماز بست و با يادش آمد كه نيّت نمازى ترك كرده بود و نه آخر وقت باشد روا بود كه نيّت نماز قضا كند و حاجت باعادهء تكبيرة الاحرام نباشد و نزد ابو حنيفه نيّت وضو و غسل نه واجب بود و شافعى گويد كه اگر كسى را باجرت بگيرند كه حجّ كند و حجّ نكرده باشد و احرام گيرد بنيّت آن كس حجّ از گردن اجير بيفتد و حج از آنكه احرام از وى گرفته باشد درست نبود ، و مالك گويد سخن گفتن در نماز روا بود چون تعلّق بمصالح نماز دارد مثل آنكه
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 269 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )