تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
و در كتاب حيل آورده است كه در شرح طحاوى و كرخى مسطورست كه نزد ابو حنيفه اگر كسى به سفر رفته باشد و در نزد قاضى گواهى دهند كه او مرد و زن بعد از عدّه شوهرى كند و ازين شوهر چند فرزند بيارد و بعد از چند سال شوهر اوّل از سفر باز آيد آن فرزندان ازين شخص باشد كه از سفر باز آمده باشد و از و ميراث گيرند و از پدر حقيقى خود ميراث نگيرند ، و هم ابو حنيفه گويد كه شخصى از چين و شخصى از اندلس در بغداد بهم رسند و يكى را دخترى و ديگرى را پسرى كوچك باشد دختر بپسر آن شخص دهند و بالغ شود و دختر در اندلس فرزند آرد و پسر در چين باشد و هيچيك از شهر خود بيرون نيامده باشند اين فرزند كه در اندلس بوجود آمده فرزند آن كس بود كه در چينست ، و جز از ابو حنيفه و اصحابش هيچكس اين نكته نگفته است

مسئلهء هفتم :

گويند نزد اماميّه سه طلاق بيك بار واقع نشود و اين را تشنيع كنند ، گوئيم اين نيز تشنيع را نشايد زيرا كه هركس گويد كه سه طلاق بيك بار واقع شود خلاف قرآن و حديثست و اين جايز نبود ، امّا آنكه خلاف قرآنست خداى تعالى گفت :
الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ،
امّا آنكه خلاف سنّتست آنست كه ابو بكر مردويهء اصفهانى در كتاب مصنّف الغريب باسناد خود روايت مىكند كه عبد اللّه بن عمر زن را سه طلاق داد در حيض و عمر اين معنى را به حضرت رسول گفت ، آن حضرت فرمودند زن را باز به خانه برد و چون پاك شود اگر خواهد طلاقش دهد و اگر خواهد بنكاحش درآورد و در اين دو دليلست بر آنكه سه طلاق بيك بار واقع نشود و اجماع امّتست كه هر چه خلاف قرآن و سنّتست باطل بود و العجب ابن سريج از شاگردان شافعى گويد اگر يك طلاق دور بگويد بعد از آن هيچ طلاق واقع نشود و اكثر اصحاب شافعى بر اين فتوى دهند و معنى دور آنست كه بزن گويد كه هر گاه من ترا طلاقى دهم تو قبل از آن بسه طلاق باشى يا بيك طلاق چون اين كلمه گفت اگر او را هزار سال عمر باشد و لا يزال گويد كه زن بسه طلاقست