[ مقدمه ]
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم حمد و سپاس مر خداى را عزّ و جل كه جمله موجودات را بوجود آورد و از نيستى بهستى رسانيد بىمايهء هيولى ، مقدّرى كه قادر است بر جمله صورتها ، مدبّرى كه اساس عالم نهاد بنيكوترين تدبيرى ، حكيمى كه مسخّر اوست جملهء مخلوقات او بافعال محكم كرده ، در ازل عالم بود بكلّ معلومات ، قديمى كه عدم بر او راه نيابد ، هميشه بوده و باشد ، موجودى كه وجودش علّت موجوداتست ، حيّ كه حيوة همهء موجودات نتيجهء فعل اوست ، قادر با لذّات نه بقدرت ، عالم نه بعلم ، موجود نه بوجود ، حىّ نه بحيوة ، باقى نه ببقاء ، قديم نه بقدم ، سميع نه بسمع ، بصير نه ببصر ، اين صفات او را ذاتيست نه معنوى ، حاجت و الم و شهوت و نفع و ضرّ و غم و شادى بر او روا نه ، منزّه از همهء عيبها و مستغنى از جملهء مخلوقات ، احتياج همه به دو و او به هيچ محتاج نه ، بىمثل و مانند و شريك و نظير و يار و مشير و زن و فرزند و پيوند ،
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
و
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
. صد هزاران صلوات و تحيّات بر جان پاك مطهّر مجتبي و معلّى مزكّى محمّد مصطفى سيّد اوّلين و آخرين مهتر و بهتر عالم و آدم ، و برادر او و ابن عمّ او مرتضى علىّ بن ابى طالب و يازده فرزند وى كه امامان بر حقّ و حجّتان خداى بر خلق و معصومان از صغاير و كبايرند و راه نمايان و پيشوايان ملّت ، صلواة اللّه عليهم و على جميع الانبياء و المرسلين و على محبّيهم الرّاضين بمحبّتهم ، و على الظّالمين و المبغضين لعنة اللّه و الملئكة و النّاس اجمعين .
بدان كه مدّت مديدست كه جماعتى از سادات عظام و علما و غير هم از اين ضعيف [ مرتضى بن داعى الحسنى « 1 » ] التماس ميكردند كه مختصرى از عقايد اصحاب مقالات و اديان و ملل بپارسي جمع كن از كتب علماى اين صنعت و مشايخ علماى اين فنّ ، عوايق
هامش
( 1 ) در نسخ چاپى همه « سيّد مرتضى الملقّب بعلم الهدى » مذكور است كه الحاقى است . در دو نسخهء ما در متن كتاب نامى مذكور نيست ولى در حاشيهء نسخهء آ عبارت بين دو قلّاب نوشته شده .