تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ
، اگر خلق صفت ذات بارى بودى هيچ معنى نبودى فرق كردن ميان خلق آسمان و خلق ناس پس باطل شد كه خلق ازلى باشد و اين قول از دهريان و فلاسفه فرا گرفتند ، و گويند اين معنى قول ابو حنيفه است كه گفته است حقّ تعالى در ازل خالق و رازقست و اين سخت طرفه است كه چون دهرى گويد خلق ازليست زنديق باشد پس چون ابو حنيفه گويد امام اهل سنّت و جماعت باشد اين قول فقهاى ماوراء - النّهرست ، و حنفيان خراسان و ماوراء النّهر و تركستان گويند صفات ذات بارى و صفات افعالش جمله قديمست ، و گويند ايمان مخلوقست و غير مخلوق آنچه مخلوقست فعل بنده بود چنان كه لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه و آنچه در مصحف نوشته است نه مخلوق بود و اين مذهب قومى بود ازيشان ، و اهل بخارا گويند ايمان قديمست و ايشان و اهل سمرقند گويند هدايت قديمست ، و گويند انبيا معصومند از صغاير و كباير امّا از خطا و سهو و نسيان و زلّت نه معصومند ، و گويند چهار زن را نبوّت بود حوّا و آسيه و مادر موسى و مريم ، و هيچ فرقت ازين پنجگانه نباشند الّا آن را كه بر خلاف ايشان باشد مسلمان دانند ، و محمّد بن الحسن در كتاب الصّلواة گويد نماز از پس معتزلى درست نباشد ، اگر گويند آن كس را كافر گويند كه در اعتقاد بر خلاف ايشان باشد گوئيم اين سخن باطلست از آنكه ابو عصمة عبد الواحد بن زيد البخارى در كتاب الاصول فى التوحيد گويد علىّ بن ابى طالب عليه السّلام روايت كند از رسول كه او فرمود كه جهودان هفتاد و يك فرقت باشند همه هالك باشند الّا يك فرقت و نصارى هفتاد و دو فرقت شوند همه هالك باشند الّا يك فرقت و شما هفتاد و سه فرقت شويد همه هالك باشيد الّا يك فرقت و آن يك فرقت به دوازده فرقت شوند همه بر ضلالت روند الّا يك فرقت . ابو عصمه گويد آنچه يازده فرقت اهل ضلالت باشند يعنى هر كه او را خطا افتد در فقه بنزد آنكه اجتهاد كند بعد از آنكه بعقيده به راه راست باشد ، بعضى از حنفيان گويند ايشان كه ضالّ باشند مثل اوزاعى و ربيعهء راى و ابن ابى ليلي