نور هجدهم : در بيان معناى قدم و حدوث و اقسام آن ؛
نور نوزدهم : در بيان معناى وحدت و كثرت و اقسام آن ، و بيان وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت ؛
نور بيستم : در بيان معناى علت و معلول و اقسام آن ، و بطلان تسلسل ؛
نور بيست و يكم : در بيان معناى ماهيت و ماده و صورت ، و اين كه شيئيت شىء ، به صورت است نه به ماده ؛
نور بيست و دويم : در بيان اقسام تقدم و تأخر ؛
نور بيست و سيم : در بيان معناى قوه و فعل ؛
نور بيست و چهارم : در بيان معناى نفس الأمر و واقع و خارج و ذهن ، و آنچه متفرع شود بر آن ، از حكم بر معدومات ، و معناى معقولات ثانيه ؛
مقصد اوّل : در شناخت ذات و صفات مبدأ تعالى
و در آن ، هفده نور است :
نور اوّل : در اثبات [ وجود ] « 1 » واجب الوجود ، و رفع انكار [ دهريين و طبيعيين ] ؛ « 2 »
نور دويم : در توحيد و وحدت ذات و صفات و افعال او تعالى ؛
نور سيم : در بيان آن كه فاعليت به چه معنا بر حق تعالى اطلاق شود ؛
نور چهارم : در اثبات اختيار و اراده و مشيّت او تعالى ؛
نور پنجم : در دفع شبههء ثنويه كه قائل شدهاند به وجود دو مبدأ قديم ؛
نور ششم : در اتحاد و عينيت تمام صفات كماليهء الهيه با ذات كاملهء او تعالى ؛
نور هفتم : در اقوال مختلفه از حكما و متكلّمين در حقيقت علم او تعالى ؛
نور هشتم : در تحقيق علم او تعالى در مقام ذات ؛
نور نهم : در تفصيل مراتب علم او تعالى ، و معناى قضا و قدر ، و تحقيق
هامش
( 1 ) . ب : ندارد .
( 2 ) . ب : طبيعيين و دهريين .