در طرف ازل متناهى است ، حديث اشعث بن حاتم است از حضرت رضا عليه السّلام در مجلس مأمون كه به فضل بن سهل فرمودند كه :
« دانسته كه طالع دنيا سرطان است و كواكب در مواضع شرف خود بودند . پس زحل بود در ميزان و مشترى در سرطان و آفتاب در جمل و قمر در ثور . و اين معنا دلالت مىكند بر بودن شمس در حمل در عاشر از طالع در وسط السّماء . پس روز خلق شده است پيش از شب » ، « 1 » الحديث . « 2 »
از عبد اللّه بن عباس روايت شده است كه يهود سؤال نمودند از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آفرينش آسمانها و زمين . پس فرمودند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه :
« خلق نمود خداى تعالى زمين را در روز يكشنبه و دوشنبه . خلق كرد كوهها و آن چه در آنها است از منافع در يوم سهشنبه . و خلق فرمود روز چهارشنبه درختان و آب و نهرها و آبادىها و خراب را . پس [ از ] اين چهار روز « 3 » فرموده است خداى تعالى :
قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ
الى قوله :
فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ
. و خلق فرمود در روز پنجشنبه آسمان را . و خلق نمود در روز جمعه ستارهها « 4 » و آفتاب و ماه و ملائكه را تا سه ساعت باقى مانده از آن روز .
پس خلق نمود در ساعت اوّل اجلها را و مدّت عمرها را و در ساعت دوم آفت
هامش
( 1 ) . مناقب ، ج 4 ، ص 353 : الأشعث بن حاتم سأل الرضا عليه السّلام . . . النهار خلق قبل أم الليل ؟ قال عليه السّلام : « أمن القرآن أم من الحساب ؟ » فقال الفضل : من كليهما ؛ فقال عليه السّلام : « قد علمت أن طالع الدنيا السرطان ، و الكواكب في موضع شرفها ؛ فزحل في الميزان ، و المشتري في السرطان ، و الشمس في الحمل ، و القمر في الثور ؛ فذلك يدلّ على كينونة الشمس في الحمل في العاشرة في وسط السماء ، و يوجب ذلك أنّ النهار . خلق قبل الليل . و أمّا دليل ذلك من القرآن ، فقوله تعالى :لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ» . همچنين ر . ك : تحف العقول ، ص 447 ؛ فرج المهموم ، ص 95 .
( 2 ) . ب : در حاشيه دارد : مراد غير زهره و عطارند از كواكب ؛ چنانچه امام عليه السّلام هم ذكر نفرمودهاند ؛ زيرا كه آن هر دو لازم دارند قرب شمس را ، و ممكن نيست كه در خانهء شرف خود باشند ، كما لا يخفى . و ايضا مراد از اينكه طالع عالم سرطان است ، و آفتاب در وسط السماء بوده است ، نسبت به كعبه معظمه است كه ام القرى است ، يا نسبت به . . . ارض يعنى قبة الأرض فقد بر ، منه .
( 3 ) . الف : روز كه .
( 4 ) . الف و ب : ستارها .