و در عقب اين مبحث ، مناسب است ذكر طريقهء اشراق در ادوار و اكوار ، تا آنكه مذهب حق روشن گردد ، و اللّه الهادى .
بدان كه شيخ اشراقى را عقيده آن است كه « بعد از انقضاى عالم ربوبى ، كه عبارت از سيصد و شصت هزار سال شمسى [ است ] « 1 » كه هر روزى از ايّام سال ربوبى ، هزار سال شمسى است ،
وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
« 2 » اوضاع عالم برگردد به مثل دورهء اوّل . و امثال اشخاص دورهء اولى « 3 » حادث شوند در دورهء ثانيه ؛ زيرا كه فيض الهى غير متناهى است . و صور مرتسمه در خيال افلاك بر سبيل تعاقب غير متناهى است » .
و يوذاسف تناسخى قائل است به اينكه اشخاص دورهء اولى بعينها بر گردند هر يك در مكان و زمان خود كه در دورهء اولى موجود بودند .
و قول به تناسخ باطل است . لهذا شيخ اشراقى قائل است به رجوع امثال اشخاص دورهء اولى . و بعد از انقضاى دورهء ثانيه بازگردد امثال « 4 » دورهء ماضيه . و هكذا الى غير النهايه . و اين عقيده ، قول به قدم عالم است .
و هرگاه قائل شويم كه بعد از انقضاى عالم « 5 » ربوبى ، عالم اجسام فانى شود يا آنكه باطل شود ، و زمان و زمانيات منقضى شوند ، چنانچه گذشت ، و اخبار صحيحه دلالت مىكند بر آن ، و پس از آن ، ايجاد افلاك ديگر و زمان ديگر شود ، لازم آيد حدوث هر يك از عوالم با عدم انقطاع فيض الهى ؛ زيرا كه قدرت ايزد تعالى غير متناهى است . و قدرت غير متناهى با رحمت نامتناهى ، لازم دارند « 6 » مقدورات غير متناهيه را ؛ ليكن بر سبيل تعاقب به جهت بطلان تسلسل كه گذشت .
هامش
( 1 ) . ب : نجومى باشد .
( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 47 .
( 3 ) . ب : اولى .
( 4 ) . الف و ب : و امثال .
( 5 ) . الف : عام .
( 6 ) . ب : آيد .