تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
و علّامه مجلسى در كتاب سماء العالم حديث صريح از جناب ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله « 1 » بر تكذيب اين عقيده نقل نموده . « 2 » پس هر كه خواهد جمع كند بين حدوث عالم اجسام و عدم انقطاع فيض قديم ، بايد لا محاله قائل شود به اينكه عالم اجسام حادث است به حدوث زمانى ؛ به اين معنا كه به محض ايجاد عالم اجسام ، افلاك متحرك بودند و زمان پيدا شد مقارن ايجاد عالم . و عالم اجسام مسبوق است به عدم دهرى ، نه به عدم زمانى . و مدّت معيّن در نزد خداى تعالى مقرر شده است از براى حيات عالم اجسام . و پس از انقضاى مدّت مقرره ، موت عارض شود كليهء عالم اجسام را ؛ به اين معنا كه نفس كل رجوع به عالم عقول و متحد شود با عقول محضه . و واگذارد جسم كل را به همان نهج كه در عالم صغير ، كه بدن تو است ، مشاهده مىشود . و بعد از موت افلاك ، حركت و زمان منقضى شوند . و عدم دهرى محقق شود از براى عالم اجسام و زمان « 3 » . و بعد از جا گرفتن خلق اين عالم در بهشت و دوزخ ، كه در عالم مثال و دهر موجودند ، ايزد تعالى ايجاد فرمايد عالم ديگر به مثال همين عالم . و نفس ديگر تعلق گيرد به جسم آن عالم . و حركت پيدا شود و باز دورهء زمان از سر گرفته شود ؛ چنان‌چه در منطوق اخبار وارد است . و قبل از اين عالم ، كه ما در اوييم ، عالم ديگر بود و آدم ديگر ، الى ما شاء اللّه . پس هر يك از افراد عوالم مذكوره را كه بانفراده اعتبار كنى ، حادث است بالزمان . و مدّت معيّنى حيات دارد و فانى خواهد شد به نفخ صور ؛ و ليكن نوع عوالم قديم بالزمان
هامش
( 1 ) . الف : ندارد . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 339 ، ش 619 ، ج 58 ، ص 92 ، ش 235 . ( 3 ) . ب : در حاشيه دارد : هو اللّه تعالى شأنه : مخفى نماند كه بعد از موت افلاك ، كه فرض شده ، عدم دهرى محقق شود از براى افلاك و عالم اجسام . مىگوييم : همان چيزى كه ظرف عالم اجسام شده ، هرگاه جمع نشود با زمان وجود سابق و لاحق عالم ، همان معناى زمان خواهد بود . و بايد منتزع شود از حركت ، و حركت لازم دارد وجود جسم كروى را . پس از فرض عدم افلاك ، لازم مىآيد وجود آن ، و اين معناى ظاهرست فتدبر ؛ منه .
أنوار العرفان — صفحة 426 | ملا اسماعيل اسفراينى